//
کد خبر: 396039

چرا تراشیدن ریش در اسلام حرام است؟|پاسخ به شبهات

در مورد تراشیدن ریش با تیغ و ماشینی که مثل تیغ از ته می تراشد، در بین فقها و مراجع چند نظر وجود دارد؛ برخی فتوا به حرمت داده و برخی بنا بر احتیاط واجب تراشیدن ریش را جایز ندانسته اند. اما تقریبا اکثر قریب به اتفاق مراجع در طول تاریخ اسلام تراشیدن ریش را مجاز نشمرده اند.

در مورد تراشیدن ریش با تیغ و ماشینی که مثل تیغ از ته می تراشد، در بین فقها و مراجع چند نظر وجود دارد؛ برخی فتوا به حرمت داده  و برخی بنا بر احتیاط واجب تراشیدن ریش را جایز ندانسته اند. اما تقریبا اکثر قریب به اتفاق مراجع در طول تاریخ اسلام تراشیدن ریش را مجاز نشمرده اند.

در مورد تراشیدن ریش با تیغ و ماشینی که مثل تیغ از ته می تراشد، در بین فقها و مراجع چند نظر وجود دارد؛ برخی فتوا به حرمت داده  و برخی بنا بر احتیاط واجب تراشیدن ریش را جایز ندانسته اند. اما تقریبا اکثر قریب به اتفاق مراجع در طول تاریخ اسلام تراشیدن ریش را مجاز نشمرده اند؛ دلیل این مسئله روایات و سیره قطعی و مسلّمی است که به زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) متصل است. (آیة الله بهجت، توضیح المسائل، مسائل متفرقه، س۴.امام خمینی، توضیح المسائل، مسائل متفرقه، س۸)

در مورد تراشیدن ریش، روایاتی وارد شده که از تراشیدن آن مذمّت کرده که بخشی عمده آن ها این است که آن را کار مجوسی ها و یهودی ها دانسته است، مثلا پیامبر فرمود:«سبیل را بتراشید (کوتاه کنید) ولی محاسن را وا بگذارید و خود را شبیه به یهود نکنید.» (شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، ۱۴۰۹ ه.ق، ج ۲، ص ۱۱۷)

باز از حضرت نقل شده: «مجوس ریش های شان را می تراشیدند و سبیل های شان را وا می گذاشتند، ولی ما مسلمانان سبیل ها را کوتاه می کنیم و ریش را وا می گذاریم و این بر اساس فطرت و خلقت است.»

فقها و مراجع از مجموع روایات استفاده کرده اند که ریش تراشی بنا بر احتیاط واجب جائز نیست. این گونه امور از مسائل فرعی فقهی هستند که علت و دلیل و فلسفه اصلی آن ها تعیین میزان تسلیم و تبعیت ما در برابر فرامین الهی است. نمی توان به راحتی به علت و فلسفه خاص این اعمال و دستورات رسید، همان گونه که فلسفه تعداد رکعات نماز و مانند آن بر ما روشن نیست. اما وقتی معیار کشف دستورات شرعی را روایات و سنت دانستیم و فقها از طریق این منابع به چنین نظری رسیده اند، همین امر قانع کننده ترین دستور برای ما خواهد بود.

در واقع منطقی ترین دلیل ما بر پذیرش حکم آن است که این دستور به عنوان تکلیفی دینی از مجاری منطقی و قابل اعتماد شریعت به ما رسیده، در نتیجه عمل به این دستور همانند هر دستور دیگر تعبدی شرعی، لازم و منطقی و معقول است. اگر معیار منطقی بودن یک حکم را یافتن علل طبیعی و بهداشتی و انطباق آن با یافته های علوم تجربی بدانیم، چه بسا نتوان برای بسیاری از دستورات قطعی دین دلیلی از این دست یافت.

البته منکر این امر نیستیم که در این خصوص هماهنگی های بسیاری بین یافته های علوم تجربی با دستورات دینی وجود دارد و چه بسا در آینده نکات بیش تری در این خصوص به دست بیاید. اما این بدان معنا نیست که در همه زمینه ها نکات خاص علمی و تجربی وجود داشته باشد و حکم شرعی منطبق بر این یافته ها بیان شده باشد.

البته منکر این امر نیستیم که در این خصوص هماهنگی های بسیاری بین یافته های علوم تجربی با دستورات دینی وجود دارد و چه بسا در آینده نکات بیش تری در این خصوص به دست بیاید. اما این بدان معنا نیست که در همه زمینه ها نکات خاص علمی و تجربی وجود داشته باشد و حکم شرعی منطبق بر این یافته ها بیان شده باشد.

البته از نظر فقهی دلیل مراجع برای دادن این فتوا متفاوت بوده و تنها منحصر در این روایات نیست. مثلا ایشان به سیره هم به عنوان یک دلیل توجه داشته اند، زیرا سیره و روش عملى پیامبران و امامان و اصحاب ائمه علیه السلام گذاشتن ریش بوده است. در تاریخ سراغ نداریم پیامبر یا امامى ریشش را تراشیده باشد.مرحوم آیت الله العظمی خویی، درباره حرمت تراشیدن ریش بحثی مبسوط دارند که خلاصه آن را بازگو می کنیم:

مشهور بلکه اجماع بین علمای شیعه و سنی، حرمت تراشیدن است. وجوه ذیل برای حرمت اقامه شده:

۱. «فلیغیرن خلق الله»؛نساء ، آیه ۱۱۸.تراشیدن ریش تغییر خلقت به شمار می آید. پس حرام است.

۲. در روایاتی امر شده به بلند گذاشتن ریش و زدن سبیل ها و از تشبیه به یهود و مجوس نهی گردیده است.

۳. در روایاتی معروف به جعفریات آمده که تراشیدن ریش مثله کردن است و هر کس مثله کند، لعنت خدا بر او باد.

۴. روایاتی که دلالت دارند بر این که سلوک و مسلک دشمنان دین جایز نمی باشد. ریش تراشی از جمله آن ها محسوب می شود.

۵. پیامبر صلوات الله علیه: در خطاب به دو پیام آور کسری فرمود: وای بر شما !چرا این گونه هستید؟ آن دو گفتند: پادشاه ما را این گونه امر کرده، پیامبر فرمود: اما پروردگار من امر فرموده که ریشم را بگذارم و سبیل هایم را کوتاه کنم.

۶. فرمایش امام علی علیه السلام :اقوامی بودند که ریش تراشی نمودند و سبیل ها را گذاشتند، پس مسخ شدند. وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۱۱۷.

آیه الله خویی همه این ادله را کامل و قابل قبولی ندانسته، دلیل دیگری که روایت خاصی از امام رضاعلیه السلام باشد، به عنوان دلیل اصلی می پذیرند و در نهایت می فرمایند:

«سیره قطعیه ای که بین متدینان متداول و به زمان پیامبر صلوات الله علیه متصل است، بر این مدعا دلالت می کند.» پس ادله این حکم فقهی در اصل روایات متعدد در این زمینه است هرچند ادله منحصر در روایات نیز نیست.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پروردگار من دستور به گذاشتن ریش و کوتاه کردن سبیل داده است. و نیز فرمود : سبیل هایتان را کوتاه نمایید و محاسن (ریش) خود را بلند نگاه دارید و خود را شبیه یهودیان مگردانید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سبیل خود را بلند نگه ندارید زیرا شیطان آنجا را جایگاه خود قرار می دهد و در آنجا مخفی می شود. - البته منظور از شیطان در این روایت میکروب ها و باکتری ها است که ممکن است در لای سیبیل بسیار بلند، جا خوش کنند. چرا که در نزدیک دهان است و بر اثر خوردن و آشامیدن احتمال آلوده شدن بسیار است

و باز هم به نقل از او : مجوسان ریش های خود را می تراشند و سبیل ها را بلند نگه می دارند .ولی ما مسلمین سبیل های خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه می داریم و داشتن ریش و کوتاه کردن سبیل مطابق با فطرت انسانی ست و فرمود کسی که خود را شبیه غیر مسلمان در آورد از ما نیست.

از امام صادق منقول است:

شانه کردن موی سر و ریش غم و غصه و وبا را از بین می برد.

شانه کردن ریش دندانها را محکم می کند.

شانه کردن موی سر( و ریش ) بلغم را دفع می کند و باعث از بین رفتن فقر و درد می شود. و نیز ایشان در تفسیر آیه ۳۱ سوره اعراف که می فرماید : زینت خود را در هنگام مسجد رفتن همراه داشته باشید ، فرمود : شانه کردن ، مو (و ریش) را زیبا می نماید و باعث بر آورده شدن حاجت می گردد.

و اینبار در مورد اندازه ریش از امام صادق علیه السلام منقول است که : کسی که ریش او بلند تر از یک قبضه دست باشد ، جایگاهش در جهنم خواهد بود.

و اما سبیل و عواقب بلند نگه داشتن آن:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

سبیل خود را بلند نگه ندارید زیرا شیطان آنجا را جایگاه خود قرار می دهد و در آنجا مخفی می شود. - البته منظور از شیطان در این روایت میکروب ها و باکتری ها است که ممکن است در لای سیبیل بسیار بلند، جا خوش کنند. چرا که در نزدیک دهان است و بر اثر خوردن و آشامیدن احتمال آلوده شدن بسیار است.

یا علی ، کسی که سبیل خود را کوتاه نکند ، مسلمان واقعی نیست ، شفاعت ما شامل حال او نمی شود ، همیشه مورد لعن خدا و فرشتگان است ، دعای او اجابت نمی شود و در هنگام قبض روح با سختی روحش از بدن جدا می شود ، عذاب او در قبر بسیار سخت است ، برای هر موی سبیل مارها و عقرب ها بر او مسلط می شوند ، تا قیامت در قبر عذاب می شود و هنگامی که از قبرش خارج می شود در پیشانیش نوشته شده که این شخص اهل جهنم است.