//
کد خبر: 495941

دلنوشته‌ای از یک معلم حق‌التدریس: روی تخته، آینده‌ای روشن را ترسیم می‌کنم، اما خودم در آینده‌ای نامعلوم سرگردانم!

در حالی که معلمان حق‌التدریس با تمام وجود برای آموزش دانش‌آموزان تلاش می‌کنند، دغدغه‌های مالی و آینده شغلی آن‌ها را آزار می‌دهد. این معلمان شایسته، خواستار امنیت شغلی و حقوقی هستند تا بتوانند با آرامش خاطر به کار خود ادامه دهند.

روی تخته، تصویر آینده‌ای روشن را ترسیم می‌کنم، آینده‌ای که در آن دانش‌آموزانم، با علم و آگاهی، به قله‌های موفقیت برسند. اما پشت این تصویر، آرزویی عمیق‌تر نهفته است، آرزوی استخدام شدن، آرزویی که برای من و بسیاری از همکارانم، نه فقط یک خواسته، بلکه یک حق است.

 در دوران بارداری که  سفری شگفت‌انگیز و در عین حال طاقت‌فرسا بود. روزهایی که با وجود خستگی مفرط، با عشق و علاقه به کلاس‌هایم می‌رفتم و دانش‌آموزانم را آموزش می‌دادم. هر قدمی که در کلاس برمی‌داشتم، با تپش قلب کوچکی همراه بود که در دلم جا خوش کرده بود. من یک معلم خرید خدمات بودم، با قراردادی که هر سال تمدید می‌شد.

ما معلمان خرید خدمات، سال‌هاست که با تمام وجود در کلاس‌های درس حاضر می‌شویم، دانش و تجربه خود را به اشتراک می‌گذاریم و فرزندان این سرزمین را آموزش می‌دهیم. اما با وجود تمام تلاش‌ها و تعهداتمان، همچنان در بلاتکلیفی به سر می‌بریم. قراردادهای موقت، حقوق‌های نامنظم، و نبود امنیت شغلی، باری سنگین بر دوش ما گذاشته است.

ما نه تنها به فکر آموزش دانش آموزان هستیم، بلکه دلمان برای آینده خودمان نیز نگران است. ما نیازمند امنیت شغلی هستیم تا بتوانیم با آرامش به کار خود ادامه دهیم. استخدام شدن، تنها راه برای ایجاد این امنیت و رفع بلاتکلیفی است.

ما معلمان حق‌التدریس، با تمام تخصص و تجربه‌ای که داریم، شایستگی استخدام را داریم. ما سال‌ها است که در این حرفه فعالیت می‌کنیم و به خوبی با چالش‌ها و مسئولیت‌های آن آشنا هستیم. استخدام شدن ما، نه تنها به نفع ما، بلکه به نفع نظام آموزش و پرورش کشور خواهد بود.

امیدوارم مسئولان با درک این موضوع مهم، برای استخدام معلمان حق‌التدریس اقدام کنند. ما به دنبال حقی هستیم که سال‌ها از آن محروم بوده‌ایم. ما معلمان، سرمایه‌های اصلی نظام آموزشی هستیم و باید به شایستگی مورد حمایت قرار بگیریم.

ما باید استخدام شویم، این فریاد یکایک معلمان حق التدریس است.

ما در کلاس درس هستیم، اما حقوقمان را نگرفته‌ایم. ماه‌هاست که با امید و انتظار، به سر کلاس می‌آییم و از وقت و انرژی خود برای آموزش فرزندان این سرزمین صرف می‌کنیم. اما این تلاش بدون پاداش مادی شایسته، دردناک و طاقت‌فرسا است.

حق‌التدریس بودن به معنای ناامنی شغلی و عدم ثبات در دریافت حقوق است. این شرایط نه فقط ما را، بلکه خانواده‌هایمان را نیز نگران کرده است. چگونه می‌توانیم با این وضعیت، به زندگی ادامه دهیم و برای آینده برنامه‌ریزی کنیم؟