//
کد خبر: 501725

تراژدی تلخ / کولبر جوان بانه‌ای یخ زد و جان باخت !

​ ادریس، کولبر جوانی بود که در ۸ دی‌ماه، در سرمای شدید و کولاک برف در مرز بانه جان خود را از دست داد. او در تلاش برای بازگشت از مسیر بسته شده، در شرایط سخت و خطرناک گرفتار شد.

صبح روز 8 دی، کولبرها از این خبر مطلع شدند که دلال‌ها یکی از معابر مرز بانه را خریداری کرده‌اند و قصد دارند در حوالی بعد از ظهر 7 هزار رأس گوسفند و قاطر قاچاق به سلیمانیه ارسال کنند. یکی از مخبران به کولبرها اعلام کرده بود که اگر در عصر به معبر برسند، می‌توانند بلافاصله پشت سر گوسفندها از مرز عبور کنند. شب قبل، صاحب بار به کولبرها گفته بود که 720 کیلو پوشاک جمع‌آوری کرده که معادل بار 6 قاطر است و باید از مرز به ایران منتقل شود. کولبرها مامور بودند همین 720 کیلو بار را به ایران بیاورند. مسافت روستاهای دهستان "ننور" تا سلیمانیه حدود 5 کیلومتر بود و با راه رفتن کولبری، این مسیر تقریبا 4 ساعت طول می‌کشید. مسیر ترکیبی از بخش‌های صاف و صخره‌ای بود که در این فصل سال، صخره‌ها یخ زده و دفن در برف بودند. ساعاتی پس از ظهر، کولبرها در آخرین روستای پشت مرز گرد آمدند. 13 نفر بودند که به جز دو نفر از بانه، بقیه اهل روستاهای "ننور" بودند. صاحب‌بار وعده داده بود بابت هر کیلو 60 هزار تومان پرداخت کند.

یک ساعت بعد، کولبرها وقتی به بالای صخره‌ها رسیدند، آسمان به شدت تغییر کرده بود. کولاک برف آغاز شده بود و همه جا تاریک و سرد بود. تنها رد پاهای کولبرها در برف‌های فشرده به جای مانده بود. کولبرها در چنین شرایطی، اگر از امنیت مسیر مطمئن باشند، آواز می‌خوانند، ولی آن روز هیچ‌کدام آواز نمی‌خواندند. کولاک برف، صدای قدم‌ها را در خود می‌بلعید. حوالی ساعت 4 بعد از ظهر، کولبرها به نزدیکی معبر رسیدند، اما خبری از گوسفندها و قاطرها نبود. یکی از کولبرها فریاد زد "مرزبانی"، و باقی افراد به سرعت متوجه شدند که معبر بسته است. در این شرایط، وقتی آخرین نفر از صف 13 نفره به عقب برگشت تا مسیر بازگشت را شروع کنند، ناگهان فریاد دیگری از کولبر جلویی شنیده شد که اعلام کرد مسیر برگشت هم بسته است.

همینطور بود که ادریس از سرما یخ زد و جان خود را از دست داد. مسیر رفت و برگشت کولبرها برای 5 ساعت بسته شد و مردم روستاهای اطراف از وضعیت کولبرها باخبر شدند. اهالی با فهمیدن اینکه کولبرها در کولاک گیر کرده‌اند، به کمک شتافتند. حدود 400 نفر از اهالی به سمت صخره‌ها رفتند تا کولبرها را نجات دهند. وقتی به معبر رسیدند، 13 کولبر به شدت یخ‌زده و بی‌حال بودند. مردم، هر کولبر را در چند لایه پتو پیچیدند تا وضعیت‌شان بهبود یابد. اما در همین لحظه متوجه شدند که ادریس جان باخته است. سرمای او، سردی مرگ‌آوری داشت که هیچ مشابهی ندارد.

حسین، یکی از اهالی روستاهای "ننور"، می‌دانست که ادریس 36 ساله بود و دو فرزند 2 و 8 ساله داشت. حسین از نزدیک وضعیت کمال را دیده بود که دست‌هایش از سرمای شدید به شدت آسیب دیده و سیاه شده بود. حسین از زندگی سخت کولبرها در منطقه گفت و توضیح داد که در سرمای شدید، وقتی گاز قطع می‌شود، اهالی ناچارند از چوب درختان بلوط برای گرم کردن خانه‌هایشان استفاده کنند. این شرایط به دلیل قطع سهمیه نفت و نبود منابع کافی، بسیار سخت شده بود. زندگی در این روستاها به سختی می‌گذرد و کولبری، تنها راه درآمد برای مردم منطقه است.

حسین از مشکلات زندگی در مرز و فقر شدید مردم گفت که در این منطقه مرزی، سرما و فقر هر دو بر زندگی اهالی سایه انداخته‌اند. در این منطقه، کشت و زرع امکان‌پذیر نیست و بیشتر افراد از کولبری برای گذران زندگی استفاده می‌کنند. زندگی کولبرها، سخت و بی‌رحمانه است. هر پسر در روستاهای "ننور" که به دنیا می‌آید، در آینده به کولبری می‌پردازد، چه تحصیل کند و چه نه.

ادامه این مسیر، با خطراتی همچون مرزبانی، انفجار مین‌ها، و دیگر خطرات همراه است. کولبرها برای تأمین معیشت خود از این مسیرهای خطرناک عبور می‌کنند. به گفته پژمان، یکی از کولبرها، وضعیت کولبری در مرز کردستان عراق رو به افول است و در سال‌های اخیر بیشتر کالاهای وارداتی، مشروبات الکلی هستند که به مرز وارد می‌شود. وضعیت امنیتی مرز نیز به شدت کاهش یافته و کولبرها برای دریافت سود کم، باید جان خود را به خطر بیندازند.

این منطقه، نه تنها با مشکلات اقتصادی روبرو است بلکه بحران‌های طبیعی همچون خشکسالی و سرمای شدید نیز وضعیت زندگی مردم را دشوارتر کرده است. تنها امید مردم این روستاها، مهاجرت به شهرهای دیگر و تلاش برای یافتن شغلی در مناطق گرم‌تر است. اما حتی این تلاش‌ها هم نتیجه‌ای جز رنج و درد برای آنان ندارد.

 

منبع: رکنا