گران نمی کنیم اما قبول کنید بنزین خیلی ارزان است!
در حالی که به گفته دولت و مجلس فعلا تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین وجود ندارد، اما برخی رسانهها از جمله روزنامه خود دولت یعنی روزنامه ایران، در حال ایراد توضیحات و دلایلی مبنی بر ارزان بودن بنزین هستند!

مسئله بنزین دوباره صدر اخبار رسانههای ایران را به خود اختصاص داده و علت آن چیزی نیست جز تصمیمات جدیدی که در حوزه سوختگیری گرفته شده. بر اساس تصمیم شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، سوختگیری بدون استفاده از کارتهای شخصی و به وسیله کارتهای جایگاه با محدودیت مواجه شده و از این به بعد برای بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی باید کارتهای شخصی به کار گرفته شوند و هدف از این کار هم کاهش قاچاق بنزین اعلام شده است.
همین مسئله باعث شده که تفاسیر مختلفی از سوی برخی افراد و رسانههای مختلف مبنی بر احتمال تغییرات قیمتی و تغییر شیوههای سهمیهای بنزین مطرح شود که البته در مقطع کنونی محلی از اِعراب ندارد. هم دولت و هم مجلس به صراحت اعلام کردهاند که برنامهای برای تغییر قیمت بنزین برای امسال وجود ندارد و بنابراین گمانهزنیها حداقل برای امسال صحیح نیست.
اما با این وجود، جریاناتی همچون گذشته در حال تئوریزهکردن ضرورت افزایش قیمت با دستاویزهایی چون ارزانی بیش از حد، قاچاق به خارج کشور، اختلاف زیاد با نرخ فوب خلیجفارس و امکان صادرات و درآمد بالای ارزی هستند؛ عیناً مشابه مقطع قبل و آبان ۹۸ که رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، برخی خبرنگاران را به خط کرده و قصد داشت از آنها برای آمادگی ذهنی افکار عمومی استفاده کند!
نرخ عجیبی که روزنامه دولت از آن پرده برداشت!
این روزها که بوی تند بنزین در فضا پیچیده، سعی میشود که روایتی متفاوت و جهتدار برای جهتدهی به افکار عمومی ارائه گردد. حتی روزنامه دولتی ایران نیز در شماره اخیر خود از هزینه تمام شده ۱۸ هزار تومانی یک لیتر بنزین صحبت کرده است!
این روزنامه نوشته است: «استمرار رو به رشد و نگرانکننده مصرف بنزین در کشور، همچون روند سالهای قبل؛ درحالیکه در سال گذشته مصرف بنزین در کشور رشد ۲۰ درصدی را به ثبت رساند، امسال نیز مصرف بنزین نسبت به پارسال از رشد ۱۱درصدی حکایت داشته است. هر چند که بر اساس پیشبینیها قرار بود تا رشد مصرف بنزین در کشور در محدوده بین ۷ تا ۱۰ درصد باشد. گفته میشود که به صورت میانگین روزانه ۱۰۵ میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف شده که بیم آن میرود با ادامه این روند، نتیجهای جز ناترازی در تأمین سوخت به دنبال نداشته باشد.»
این روزنامه در ادامه از قول سعید مداح مروج، عضو هیئت مدیره و مدیر هماهنگی و نظارت بر عملیات شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی آورده است:« برای پالایش هر بشکه خوراک در پالایشگاهها حدود 30 تا 35 هزار دلار سرمایهگذاری نیاز است. به عبارتی برای ساخت یک پالایشگاه 200 هزاربشکهای نفت خام حدود 6 تا 7 میلیارد دلارسرمایه نیاز خواهد بود و درشرایط فعلی، تولید هر لیتر بنزین 18 هزار تومان هزینه در بردارد که این رقم برای هر لیتر نفتگاز 18 تا 20 هزار تومان است. البته برای تولید هرلیتر نفت کوره استاندارد (کم گوگرد) 30 تا 32 هزار تومان است. برخی شرکتهای دانشبنیان مدعی هستند با قیمتهای پائینتر امکان تولید وجود دارد، لذا امکانات مورد نیاز در اختیار برخی از شرکتهای دانشبنیان قرار گرفته است.»
این تأکید بر اختلاف قیمتی این تصور را ایجاد میکند که ارگان رسانهای دولت در حال جا انداختن مفاهیمی چون ارزان بودن بنزین، یارانه پنهان و متعاقباً، آمادگی اذهان به منظور تغییرات قیمتی است که در لوای گزارشهای کارشناسی و آمار و اعداد و ارقام بیان میشود!
یارانه پنهانی که وجود ندارد!
هر چند بسیاری از کارشناسان، از وجود یارانه پنهان در صنعت انرژی کشور سخن میگویند و اینقدر آن را تکرار کرده که بخشی از افکار عمومی آن پذیرفتهاند اما این ماجرای بنزین و به طور کلی انرژی در کشور روی پنهان دیگری هم دارد که همواره مورد تأکید منتقدان بوده است.
همت قلیزاده، کارشناس اقتصادی در این باره میگوید:« مفهوم یارانه پنهان انرژی که از سال ۱۳۶۹ به بعد تبلیغات گسترده ای برای آن شکل گرفت، همان جهانی سازی نرخ انرژی است که از اساس با واژه اصیل یارانه که یک واژه علمی است تفاوت دارد. اساسا هم اصطلاح یارانه پنهان انرژی در هیچکدام از اسناد علمی وجود ندارد.»
وی ادامه میدهد: «کاری که اینها میکنند این است که نرخ فوب خلیج فارس را برای گونههای انرژی، در نرخ ریالی ارز ضرب میکنند و میگویند مابه التفاوت این نرخ با نرخ فروش به مردم، یارانه است. با نوسانات نرخ ارز هم این یارانه ادعایی بالاتر میرود تا جایی که امروزه مدعی هستند که مردم 4 برابر بودجه عمومی کشور را یارانه دریافت میکنند و شاکر نیستند! یعنی ماجرا این گونه غمانگیز شده است.»
این کارشناس با بیان اینکه بخش زیادی از مشکلات اجتماعی ایران ناشی از همین سیاست گذاریها است، تأکید میکند: «در این شرایط یک عده میگویند انرژی در ایران مفت است. ما در یک دانشگاه توضیح دادیم که یک آدم آلمانی با یک ماه کار، فلان مقدار بنزین میتواند خریداری کند. در صورتی که یک آدم ایرانی با یک ماه کار کردن مقدار کمتری خریداری میکند لذا بنزین در کشور ما ارزان نیست. انرژی ما برای خارجیها مفت است اما برای مردم خودمان اینطور نیست. یکی از اقتصادخواندهها میگفت بنزین را 10 هزار تومان کنیم تا هم نقدینگی جمع شود و تورم هم کاهش پیدا کند. بعد از آبان 98 کسی یقه اینها را نگرفت و الان همان آدمها میگویند بنزین باید 30 هزار تومان شود! بنزین کالای اساسی یک اقتصاد است و با چیپس و پفک تفاوت دارد. کی میخواهید به اصل موضوع بپردازید؟»
توسل به توجیهات غلط
از این منظر هر چند شواهد و دادهها حکایت از این دارد که آمار مصرف بنزین در کشور تصاعدی بوده و این مسئله در نوروز امسال با مصرف 144 میلیون لیتر در روز خودنمایی کرد اما از نظر برخی کارشناسان اقتصادی این توجیه مناسبی برای افزایش قیمت بنزین نیست. تجربههای مشابهی در مقاطع مختلف در کشور وجود دارد که سعی شد با ابزار افزایش نرخ، مصرف بنزین کنترل گردد که هیچ کدام از آنها چارهساز نبود و پس از شوک افزایش قیمت و متعاقب آن کاهش مصرف در مقطعی کوتاه، دوباره همه چیز به نقطه اول بازگشت و مصرف، سیر تصاعدی به خود گرفت.
برای کنترل مصرف بنزین، ابزارهای دیگری از جمله توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و همچنین اصلاح صنعت خودروسازی کشور به منظور بهینهکردن مصرف سوخت وجود دارد که به یاد نداریم به آنها توجه شده باشد و همیشه پر هزینهترین و خطرناکترین راهکار که همان افزایش قیمت است، مطرح گردیده؛ بدون توجه به ابعاد اجتماعی آن و هزینهای که به نظام سیاسی وارد میشود و علیرغم تجربههای تلخی چون آبان 98، همچنان به اجرای این راهکار غلط اصرار ورزیده میشود.
تله افزایش قیمت
در هر حال دوباره از گوشه و کنار صداهایی بلند شده که دولت باید قدم در راه اصلاح قیمت بگذارد و توجیهاتی هم که این روزها از زبان برخی کارشناسان اقتصادی و چهرههای رسانهای میشنویم، همان دلایلی است که قبلاً مطرح میشد و احتمالاً با فرض افزایش قیمت در برهه کنونی، در آینده هم خواهیم شنید.
به اعتقاد منتقدان رویههای اقتصادی 3 دهه گذشته ، دور باطل توجیهاتی چون جلوگیری از قاچاق و امکان صادرات و ارزآوری و حفظ سرمایههای ملی و از این قبیل برهانها تا ابد ادامه خواهد داشت. از این نظر در شرایط فعلی که تورم امان مردم را بریده و نیاز به برقراری آرامش اجتماعی بیش از هر زمان دیگری وجود دارد، دولت نباید در تله تزهای اقتصادی نئولیبرالها و مدافعان افزایش قیمت سوخت بیفتد؛ حتی اگر مجبود به واردات بنزین هم شود که به نظر میرسد این مسئله دور از واقعیت نیست. در وضعیت فعلی، واردات بنزین برای تعادلبخشی و جبران ناترازی انرژی نسبت به اینکه یک بحران اجتماعی و تنشهای خیابانی به کشور تحمیل گردد، ارجحیت دارد.
اقتصاددانان منتقد تأکید میکنند عمل به فرامین اقتصاددانان نئولیبرال و حذف ارز ترجیجی تورم مصیبتباری را بر کشور تحمیل کرده و ضرورت دارد که دولت، مجلس و حتی شورای اقتصادی سران قوا بیش از پیش مراقب دامی که این روزها برای کشور پهن شده، باشند.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.