سوالاتی که باید عادل فردوسی پور و مهدی قائدی به آن پاسخ دهند

سانحه دلخراش تصادف که برای مهدی قائدی رخ داد، واکنشهای متفاوتی را به دنبال داشته است. در این میان عادل فردوسیپور هم در برنامه این هفته نود از دریچه نگاه خودش به موضوع پرداخت. پیش از این گفته شده بود قائدی برای انجام برخی امور شخصی و پیگیری مسایل دانشگاهیاش به بوشهر سفر کرده؛ همین مساله باعث شد عادل از باشگاهها بخواهد با کارهایی مثل «نامهنگاری» مقدمات انتقال بازیکنان دانشجوی خودشان را به شهر محل استقرار تیم فراهم کنند. به این ترتیب دیگر لازم نیست قائدی راهی بوشهر شود و یا محسن کریمی برای حضور در دانشگاه مدام در جاده تهران و بابل در تردد باشد. به نظر میرسد مجری برنامه محبوب نود با صراحتی کمنظیر در حال درخواست یک امتیاز اضافی دیگر برای بازیکنان فوتبال است؛ جماعتی که همین امروز هم کم «پوئنهای ویژه» ندارند و حالا عادل دارد بساط یک تبعیض دیگر را به سود آنها پهن میکند. در این زمینه چند سوال از آقای فردوسیپور داریم:
یک- اگر یک شهروند عادی در شهری زندگی کند و شاغل باشد -مثلا کارمند یک اداره باشد یا حتی بقالی یا قصابی داشته باشد- بعد در دانشگاه شهری دیگر پذیرفته شود، آیا امکان انتقال او به شهر محل زندگیاش فراهم است؟ یعنی مثلا یک کارگر معمولی هم میتواند بعد از قبولی در دانشگاهی خارج از تهران به قول عادل یک «نامه ساده» بزند و امتیاز انتقال به دانشگاه تهران را بگیرد؟ اگر این امکان برای شهروند عادی مهیا نیست، پس چرا فوتبالیستها باید از آن برخوردار باشند؟
دو- فوتبالیستها یکی از معدود اقشار جامعه هستند که به آنها اجازه داده شده خدمت سربازیشان را در حرفه خودشان پشت سر بگذارند. یعنی مثلا یک پزشک یا وکیل یا آهنگر باید دو سال تمام لباس خاکی بپوشد و خدمت کند، اما به فوتبالیست اجازه دادهاند فوتبالش را بازی کند و کارت پایان خدمتش را بگیرد. آیا همین امتیازی که به آقایان داده شده کافی نیست و حتما باید مزیت تحصیل در شهر محل استقرار باشگاه هم به آنها اعطا شود؟
سه- وقتی فوتبالیستی امکان یا استعداد قبول شدن در دانشگاههای شهر تیمش را ندارد، چرا به سایر گزینهها فکر میکند؟ اصلا چه اصراری به تحصیلات عالی در این مقطع، همزمان با دوران سخت بازیگری وجود دارد؟ میدانیم که بسیاری از این بازیکنان محترم اصلا در کلاسهای درسی شرکت ندارند و همه چیز برای آنها «فرمالیته» است. بسیاری از بازیکنان فقط میخواهند به این وسیله از معافیت تحصیلی سود ببرند و دیرتر مشمول شوند.آیا در این شرایط واگذاری امتیاز حق انتخاب محل تحصیل به آنها، یک تبعیض مضاعف نیست؟
چهار- تمام بازیکنان و مربیان همه تیمها هر دو هفته یک بار برای برگزاری یک بازی بیرون از خانه باید به شهری دیگر سفر کنند. آیا این همه مسافرت خطرناک نیست؟ آیا بهتر نیست باشگاهها نامه بزنند و درخواست کنند هر تیمی فقط با تیمهای شهر خودش بازی کند؟ اینطوری تازه همه مسابقات لیگ «داربی» میشود و کلی کیف دارد!
پنج- تا همین مرخصی اخیر قائدی و اتفاقی که برای او رخ داد، خبری از تحصیل دانشگاهی این بازیکن نبود، اما حالا ناگهان مساله دانشجو بودن او مطرح میشود. خب اصلا این هیچی؛ تصادف مزبور ساعت یکونیم نصفهشب و به خاطر سرعت غیرمجاز رخ داده؛ آن زمان قائدی راهی کلاس درس بود یا از حذف و اضافه واحدهای دانشگاهی برمیگشته؟ آیا اگر او در تهران درس میخواند، دیگر برای مرخصی راهی بوشهر نمیشد؟ آیا اگر او در تهران میماند و به بوشهر نمیرفت، ساعت یکونیم نصفهشب در اتوبانهای پایتخت رانندگی نمیکرد؟ آیا اولین حاشیه او، انتشار عکسی از حضور بامدادیاش در بام تهران نبود؟ آیا بام تهران هم در بوشهر است؟ به دانشگاه چه ربطی دارد عادل جان؟ لطفا شما یک نفر دیگر شکاف موجود بین شهروندان درجه یک و درجه دو را بیشتر نکن!
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.