دیگر کلاه سرمان نمیرود؛ گزارش”وقایع اتفاقیه” از وعده پرداخت یارانه های هنگفت
امسال هم قرعه به نام یارانه افتاد. بعد از 45 هزار و 500 تومان، حالا وعده دادهاند تا اینبار 250 هزار تومان، به حساب هر نفر واریز کنند. با این وعده، حالا مدتی است که همه به نوعی از جذابیت این عدد میگویند و سروصداهای...

به گزارش فرتاک نیوز، امسال هم قرعه به نام یارانه افتاد. بعد از ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان، حالا وعده دادهاند تا اینبار ۲۵۰ هزار تومان، به حساب هر نفر واریز کنند. با این وعده، حالا مدتی است که همه به نوعی از جذابیت این عدد میگویند و سروصداهای زیادی از آن به گوش میرسد. این شعار، فضای انتخاباتی امسال را کمی شبیه به هفت یا هشت سال پیش کرده است. آنروزها هم همه میگفتند که اگر هر ماه ۴۵ هزار تومان، دریافت کنند، بسیاری از مشکلاتشان حل خواهد شد. انگار باز هم تاریخ تکرار شده، باز هم عدهای از این وعده خوشحال هستند و عدهای ناراضی. این شعار خیلی شبیه به شعار آن سالهاست؛ تنها فرقش با گذشته در این است که حالا این رقم بزرگتر شده؛ آنقدر بزرگ که یارانه فعلی را حدود پنج برابر بالاتر برده است اما نه، یک فرق بزرگ دیگر هم کرده؛ اینکه حالا دیگر کسی باور نمیکند با این مبلغ بتواند زندگی مرفه و راحتی داشته باشد؛ حالا حتی آنهایی که در دورافتادهترین روستاهای ایران هم زندگی میکنند، از آینده این وعده میگویند. بهنظر میرسد حالا با گذشت نزدیک به هفت سال از هدفمندکردن یارانهها گذشته، دیگر همه به نوعی درباره این اعداد و ارقام تجربه دارند. آنها حالا دیگر از افزایش آگاهی خود دراینباره حکایت میکنند؛ میگویند این شعارها زمانی جوابگو خواهد بود که مردم خام باشند و بیتجربه. یکی از آنها گفته، یکبار با طناب پوسیده دولتهای قبلی، سختی این پولها را با چشم خود دیدهایم و دیگر خود را گرفتار این وعدهها نمیکنیم. بیمیلی آنها به دریافت یارانه حالا باعث شده تا در حرفهای خود از اینکه دیگر هیچ یارانهای را نمیخواهند، حکایت کنند؛ دیگر هیچ پولی را نمیخواهیم؛ حتی فکرکردن به ۲۵۰ هزار تومان و گرانیهاییکه در راه است هم، همه بدنم را میلرزاند. انگار یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی، با آن همه حاشیه و نقدی که به خود دیده، حالا دیگر چشم همه را به نوعی ترسانده است؛ هنوز جای یارانه قبلی درد میکند، با ۲۵۰ هزار تومان چقدر قرار است از جیب ما بیرون بکشند. مردم این شعارها را پوپولیستی و عوامفریبانه، خطاب کرده و امید چندانی به آینده آن ندارند. به قول مردم از حدود هفت سال پیش تاکنون که پای یارانه به اقتصاد کشور باز شد، همه هزینههای زندگی هم با این مبلغ ماهانه، چند برابر شد؛ از نان، شیر و آب گرفته تا بنزین و برق و گاز؛ میگویند قبلا که یارانهها نبودند، هزینههای زندگی اینقدرها هم سنگین نبودند. یکی از کاربران در زیر خبر یارانه ۲۵۰ هزار تومانی نوشته، «با ۴۵ هزار تومان، قیمت همهچیز چند برابر شد، معلوم نیست با ۲۵۰ هزار تومان، چقدر قرار است قیمتها بالا بروند.»
حتی برخی از گلههای مسئولان دراینباره یاد کرده و گفتهاند، دولت میگوید که شب پرداخت یارانهها، کابوسش است، حالا اگر قرار باشد این ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان، به ۲۵۰ هزار تومان، برسد، قیمت بنزین چه تغییری میکند؟ آن وقت باید بنزین را لیتری ۱۰ تا ۱۵ هزار تومان بخریم، حتی گوشت هم گران میشود؛ شاید تا ۱۵ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان، هم بالا برود. بسیاری از مردم در نظرات خود از اینکه دیگر تحمل اینگونه گرانیها را ندارند، نوشتهاند. یکی از آنها گفته، کاش همهچیز به روزهای قبل از پرداخت یارانهها برگردد، کاش این پولها را دیگر به مردم ندهند و در عوض قیمتها را پایینتر بیاورند. حتی آمار و ارقام رسمی هم به نوعی بالارفتن مشکلات را با آمدن یارانهها تأیید میکنند. آنطور که دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارش خود اعلام کرده، رفاه عمومی بعد از اجرای قانون هدفمندی یارانهها کم شده و این امر در دهکهای درآمدی پایین جامعه شدیدتر بوده است. یعنی در سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۳، سطح ملی رفاه خانوادهها کمتر شده و حتی سالهای بعد از هدفمندی، میانگین سهم مخارج گروه خوراکیها بیش از ۴۰ درصد مخارج خانوار اعلام شده است. در ادامه این گزارش آمده، سهم هزینه خوراکی از کل هزینه خانوار در سال ۱۳۹۱ نسبت به سال ۱۳۸۶ از ۲۸ درصد به ۳۳ درصد افزایش یافته و این درحالی است که مصرف این گروه کالایی، کاهش را نشان میدهد؛ یعنی درحالیکه قیمت این گروه کالایی ۱۳۰ درصد افزایش داشته و خانوارها مجبور به صرف بیشتری از درآمد برای این گروه کالایی شدهاند، مصرف آن را در حدود ۲۰ درصد کاهش دادهاند. به گفته کارشناسان این دفتر، این موضوع، کاهش قابلتوجه رفاه خانوارهای ایرانی را در این دوره را نشان میدهد و عامل دیگری که کاهش رفاه خانوار را نشان میدهد، کاهش سهم گروه کالایی مبلمان، اثاثیه منزل و خدمات مربوط به آن است که در گروه کالاهای بادوام قرار میگیرد. در کنار این همه آمار منفی که همگی حکایت از افت سطح رفاه کشور بعد از پرداخت یارانهها دارد، مردم هم نگاهشان به این موضوع منفی است و هر یک در نظراتی که میدهند با ناامیدی از موفقیت اینگونه رقمهای بالا حرف میزنند. حتی برخی از آنها با تشبیه اوضاع ایران به کشورهایی مانند ونزوئلا، میگویند که ۲۵۰ هزار تومان یارانه، حالوروزمان را شبیه به کشوری مانند ونزوئلا که از تورم و قحطی رنج میبرند، خواهد کرد. یکی از مردم نظر خود را درباره شعار ۲۵۰ هزار تومان یارانه، اینگونه نوشته؛ «یارانه فقط اسمش هست یارانه، در واقعیت که یارانه نیست. دولت قبل، سوبسید رو از روی قیمتها در مرحله اول برداشت و بهطور مساوی بین مردم تقسیم کرد. بعد گفت اگر مجلس اجازه بدهد، حاملهای انرژی و سوخت در مرحله دوم و سوم آزاد بشه، یارانه به چیزی حدود ۱۲۵ هزارتومان خواهد رسید. وقتی دلار آزاد و سه برابر شد، دولت از مجلس خواست که یارانه مرحله اول هم سه برابر بشود که مجلس اجازه نداد. الان دولت کلید، مرحله دوم و سوم رو انجام داده ولی همون مرحله اول رو هم میخواد قطع کنه. درواقع، ۱۲۵ هزارتومان ضربدر سه میشود، ۳۷۵ هزارتومان که با اینکار، نفری ۳۳۰ هزارتومان از جیب هر ایرانی در ماه به جیب دولت میرود.» به گفته یکی دیگر از کاربران، «آگاه باشد، ۴۵ هزار تومان یارانه، همهچیز را ۱۰ برابر گرانتر کرد. اجارهخانه ۱۵۰ هزار تومانی شد ۵۰۰ هزار تومان، بنزین ۴۰۰ تومانی شد هزار تومان، ارزش ریال سقوط فاحشی کرد. طوری که خط فقر رسید به ۲,۵ میلیون تومان و آنقدر همهچیز گران شد که یارانه فقط میشد پول یکی از قبوض. دقت کنید ۲۵۰ هزار تومان، ۲,۵ میلیون از شما پس میگیرد. پس لطفا از یک سوراخ دوبار گزیده نشید.» یکی دیگر هم نظر خود را اینطور نوشته؛ «برای این کار، نیاز به ماهانه ۶ میلیارد دلار پول است. با این قیمت نفت، حتما باید صادرات نفت بالاتر برود.» یکی دیگر گفته، «یارانه ۵۰ هزار تومانی مساوی است با دلار سه هزار و ۵۰۰ تومانی، پس یارانه ۲۵۰ هزار تومانی هم مساوی است با دلار ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی، هر کسی دنبال این گرانی فاجعهبار است، میتواند برای گرفتن این پول تلاش کند.» برخی از کاربران هم با اشاره به اختلاسها گفتهاند که با بالارفتن رقم یارانه، حتما اختلاس هم بالا میرود. اقتصاد غیرشفاف میشود. یکی از کاربران هم با اشاره به زودباوری افراد بیسواد در جامعه نوشته، «این حرفهای عوامپسند چقدر در دل مردم محروم و کمسواد تأثیر دارد. قدرت عوام را نباید نادیده گرفت. برای افراد کمسواد و طبقات پایین جامعه درک موضوعاتی مانند تورم سخت است اما آنچه به دستشان میرسد را خوب درک میکنند.» برخی از مردم هم نگران این هستند که دولت از کدام حساب میتواند این همه پول را واریز کند؛ «اگر ۲۵۰ هزار تومان، واقعیت داشته باشد، مجلس دهم هم باهاش موافقت کند، هرچند محال است، آن وقت این پول را از کجا میخواهند بدهند، از جیب خود ملت؟ این کار که موجب میشود تا تورم از ۶۰ تا ۷۰ درصد هم بالاتر برود. حتی در مدت دو، سه سال ارزش ۲۵۰ هزار تومن رو پایین بیاید یعنی برسد به ۳۰ هزار تومان. بنزین میرسد به ۶ هزار تومان، تخممرغ میشود هزار و ۵۰۰ تومان و…» یکی هم یارانه ۲۵۰ هزار تومانی را اینطور نقد کرده؛ «در اقتصاد، قانونی داریم به اسم فراوانی که میگوید هر کالای باارزشی، مقدارش در بازار زیاد شود ارزش آن کم خواهد شد. مثلا فرض کنید در کشوری حجم طلا و نقره بهشدت افزایش پیدا کند که حتما از قیمت طلا و نقره در آن کشور کم میشود. پول هم همینطور است، وقتی زیاد شود ارزشش افت میکند. این وعده یارانه ۲۵۰ تومانی به هیچ راهی جز چاپ پول و افزایش پول نقد منتهی نیست؛ همانطور که در دولتهای قبل این اتفاق افتاد.»
۲۵۰ هزار تومان ضربدر تعداد افراد خانواده!
وعده ۲۵۰ هزار تومان اگرچه از نگاه بسیاری از مردم و مسئولان، پر از انتقادهای ناگفته است اما انگار به نظر برخی دیگر هم میتواند گره بزرگی را از هزاران گره اقتصادی باز کند. برخی از مردم گفتهاند، اگر با همین تورمی که حالا یک رقمی شده، دولت بتواند ۲۵۰ هزار تومان را به کارمندان، کارگران و حتی بازنشستگان بدهد، آنوقت دیگر هیچ مشکلی در کشور وجود نخواهد داشت. حتی برخی با ضربکردن این رقم در تعداد افراد خانواده میگویند؛ ما که چهار نفریم با این رقم میتوانیم حدود یک میلیون تومان از دولت دریافت کنیم، با این هزینه اضافی میتوان بسیاری از مشکلات مالی را در هر ماه کاهش داد و حتی پسانداز هم کرد. یکی گفته، بیش از ۵۰ درصد از مردم در وضعیتی هستند که به این پول نیاز دارند. پس این رقم میتواند دلگرمی خوبی برای بسیاری از مردم نیازمند جامعه باشد. حتی عدهای هم این شعار را تحسین کرده و نوشتهاند، کاش زمینههای لازم برای تحقق این شعار در کشور فراهم شود، چرا باید از پول بدمان بیاد، درحالیکه این ۲۵۰ هزار تومان میتواند بخش بزرگی از هزینههای ما را در ماه پوشش دهد.
یارانه ۲۵۰ هزار تومانی از نگاه مسئولان
انتقادها درباره بالارفتن یارانهها کم نیستند. یک سرچ ساده در گوگل بهراحتی نشان میدهد که همه به نوعی، این مبلغ را نقد کرده و درباره آن نوشتهاند. مسئولان با یادآوری اینکه با این پولها، فقرا، فقیرتر شدهاند، این رقم را زیر سؤال بردهاند. آنطور که در گزارشها آمده، خانوارهای ایرانی در سال ۱۳۹۱ نسبت به سال ۱۳۸۶ درمجموع ۳۰ درصد از مصرف کالاهای بادوام کاستهاند. ازطرفدیگر، خانوارهای فقیر نسبت به خانوارهای پردرآمد، کاهش رفاه بیشتری تجربه کردند، بهطوریکه سهم کالاهای ضروری شامل گروه خوراک، مسکن، سوخت، بهداشت و درمان و حملونقل برای دهک اول خانوارهای شهری در سالهای قبل از هدفمندی بهطور متوسط از ۸۹ درصد در سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ به ۹۱ درصد بهطور میانگین در سالهای ۱۳۸۹تا ۱۳۹۳ رسیده است. حتی رئیس بانک مرکزی هم در حرفهایش این رقم را نقد کرده و آن را زیر سؤال برده است. همین چند روز پیش بود که ولیالله سیف به ایلنا گفته بود: «خیلی برای من عجیب است. این رقم کاملا فریبکارانه است. من بهراحتی بهعنوان رئیس کل بانک مرکزی به شما میگویم پرداخت چنین رقمی امکانپذیر نیست؛ البته راحت است؛ ادعای این رقم خیلی راحت است. حتی میتوان گفت که یارانه را یک میلیون تومان میکنیم اما فقط حرف است. حتی اگر بتواند این را هم پرداخت کند، آثار آن در اقتصاد بسیار منفی خواهد بود و تأثیری در رفاه مردم نمیگذارد.» او در ادامه گفته بود: «اینکه فکر کنیم حقوق مردم را ۱۰ برابر کنیم حتما زندگی آنها بهتر میشود، درست نیست. قطعا کالا و خدمات ۱۰ برابر افزایش قیمت پیدا میکنند و چیزی عاید مردم نمیشود. به نظر من این وعدهها جز فریبکاری، چیز دیگری ندارند.» علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی هم با اشاره به اینکه خوشبختی جامعه در پرداخت یارانه ۲۵۰ هزار تومانی نیست، به افکارنیوز گفته است: این بزرگترین دروغ به فقراست. ما اگر بتوانیم یک شغل را با کرامت به یک خانواده دهیم، آن زمان کار ما ارزشمند است. این هنر نیست که ما ۲۰۰ هزار یا ۳۰۰ هزار تومان در جیب افراد بگذاریم و در مدت چهار ماه به اشکال مختلف چهاربرابر آن را از جیب او خارج کنیم. حالا با نگاهی به حرفهای مردم و مسئولان درباره یارانه ۲۵۰ هزار تومانی، سؤالات یکی پس از دیگری، در ذهن رژه میروند؛ اصلا کشور توان پرداخت این هزینههای بالا را دارد؟ با این همه مبلغ واریزی در ماه، تورم چه میشود؟، نقدینگی به کجا میرسد؟ دلار چه حالوروزی پیدا میکند؟ اگر قرار است ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان برسد به ۱۱۳ هزار و۵۰۰ تومان، آنوقت تکلیف ارز چه میشود؟ بعد از ۱۱۳ هزار و ۵۰۰ تومان هم نوبت ۲۰۰ هزار تومان است، آنوقت چه، دلار و پوشاک به کجا میرسند؟ بعد هم ۲۵۰ هزار تومان، یعنی تا آنوقت، دلار، شیر، نان، آب و برق هم پلهای بالا میروند؟ برخی از مردم هم به پرسشها پاسخهایی تأملبرانگیز دادهاند؛ در گام نخست، افزایش ۱۱۳ درصدی قیمتها را شاهد خواهیم بود، سپس در گام دوم به تورم ۵۰۰ درصدی میرسیم و در گام آخر اگر تحمل داشته باشیم، گرانی را با شدت بالاتری لمس خواهیم کرد. حالا از نگاه بسیاری از مردم، زمان این وعدهها به پایان رسیده و باید شعارها را براساس اطلاعات مردم و بهگونهای منطقیتر زمزمه کرد.