//
کدخبر: ۳۴۰۳۴ //

توطئه خانوادگی برای قتل شوهر

زنی که با همدستی با همدستی برادر و شوهر سابقش، نقشه قتل همسرش را عملی کرده بود محاکمه شد.

به گزارش فرتاک نیوز، روز 15تیرماه سال92 ماموران پلیس در جریان ناپدید شدن مردی قرار گرفتند. او از سال‌ها قبل ساکن آلمان بود و همسر و فرزندانش نیز در آنجا زندگی می‌کردند و زمانی که برای انجام کارهایش راهی ایران شده بود، با زنی به نام سپیده ازدواج کرده بود. ماموران راهی خانه سپیده شدند اما خانه را تخلیه کرده بود.

در ادامه او دستگیر شد و وقتی تحت بازجویی‌های فنی قرار گرفت، گفت که شوهرش خودش را از پنجره خانه بیرون انداخته و چون او ترسیده مرگ شوهرش گردنش بیفتد، جسد را با همدستی شوهر سابق و برادرش به حاشیه شهر منتقل کرده و سوزانده است. به این ترتیب 2 متهم دیگر نیز بازداشت شدند و حرف‌های سپیده را تأیید کردند.

با وجود این، شواهد نشان می‌داد متهمان با دسیسه‌چینی دست به جنایت زده‌اند. در ادامه جسد سوخته مقتول کشف شد و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه فرستاده شد. صبح دیروز با گذشت 4سال از این جنایت، سپیده و برادرش در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به اتهام مشارکت در قتل محاکمه شدند. در ابتدای این جلسه که به ریاست قاضی محسن زالی بوئینی و با حضور قاضی ابراهیم اسلامی برگزار شد، ابتدا پدر مقتول برای قاتلان پسرش درخواست قصاص کرد. سپس پسر مقتول که از آلمان به ایران آمده درحالی‌که قادر به صحبت کردن به زبان فارسی نیست با کمک مترجم رسمی گفت که خواسته‌اش قصاص قاتلان است.

او گفت: چند روز پیش از این حادثه پدرم با من تماس گرفت و گفت 100هزار یورو لازم دارد. معلوم بود که تحت فشار است و من متوجه نشدم این پول را برای چه کاری می‌خواهد و چند روز بعد فهمیدم که او به قتل رسیده است.در ادامه سپیده در جایگاه ایستاد و گفت: یک روز با شوهرم حرفم شد و او من را کتک زد. من هم با برادرم تماس گرفتم و او به هواخواهی از من به خانه‌مان آمد. برادر و شوهرم درگیر شدند اما من آنها را جدا کردم. در ادامه شوهرم می‌خواست با دوستانش تماس بگیرد تا با کمک آنها برادرم را کتک بزنند. به همین دلیل من او را به اتاق خواب بردم و دست‌هایش را بستم.

خودم رفتم در اتاق دیگری و پای تلویزیون خوابم برد. وقتی بیدار شدم سراغ شوهرم رفتم اما او خودش را از پنجره بیرون انداخته بود. برادرم را بیدار کردم و با هم جسد را بالا آوردیم. چند ساعت بعد هم بعد با کمک او و شوهر سابقم، جسد را به اطراف شهر بردیم و من آن را آتش زدم.در ادامه این جلسه برادر این زن نیز حرف‌های خواهرش را تأیید کرد و با ختم جلسه قضات دادگاه برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

 

آیا این خبر مفید بود؟
کدخبر: ۳۴۰۳۴ //
ارسال نظر