شوهرم درکم نمیکنه| چگونه همسرم را درک کنم و بفهمم؟
شناخت احساسات و هیجانهای دیگران یکی از مهارتهای بسیار مهمی است که نه تنها در رابطه زناشویی بلکه در تمام روابط از ملزومات اصلی رابطه سالم است.

شناخت احساسات و هیجانهای دیگران یکی از مهارتهای بسیار مهمی است که نه تنها در رابطه زناشویی بلکه در تمام روابط از ملزومات اصلی رابطه سالم است. تا زمانی که طرفین نتوانند احساسات یکدیگر را شناسایی و درک کنند، قادر به عکس العمل صحیح و به موقع در برابر آن نیستند و در نتیجه پیوند صمیمی بین دو نفر شکل نخواهد گرفت. اما آیا همه افراد چنین مهارتی دارند؟ لازمه داشتن این مهارت چیست و اگر همسرم فاقد این مهارت باشد چطور میتوانم به رابطهمان کمک کنم؟ به این سوالات در این مقاله پاسخ میدهیم.
درک چیست؟
درک کردن به زبان ساده یعنی شما اطلاعات محیط را دریافت کنید، آن را پردازش کنید و نسبت به آن عکس العمل صحیح نشان دهید. ما اطلاعات محیط را از طریق حواس پنجگانه بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی دریافت میکنیم. با توجه به تجربیات گذشته و تواناییهای عقلی و ذهنیمان آن را پردازش میکنیم و سپس تصمیم میگیریم چه عکس العملی نشان دهیم. بعضی از واکنشها و عکس العملهای ما غیر ارادی است، مثلا وقتی دست ما به یک جسم داغ میخورد، به وسیله حس لامسه داغی آن را دریافت میکنیم، مغز خطر آن را بررسی میکند و به شما فرمان میدهد دستتان را عقب بکشید. اما بسیاری از واکنشهای ما ارادی صورت میگیرد. مثلا وقتی همسر شما در حال گریه است، به وسیله حس بینایی، اشکها و حالت بدن او را میبینید، به وسیله گوشها صدای گریه کردن و حرفهایش را میشنوید، آن را در ذهنتان پردازش میکنید و تصمیم میگیرید به او عکس العمل نشان دهید، این عکس العملها در دیگران متفاوت است. ممکن است فردی سریع شروع به در آغوش گرفتن همسرش کند، فردی از او علت ناراحتی و گریهاش را بپرسد و فردی دیگر هیچ عکس العملی نشان ندهد!
برای درک احساسات دیگران چه چیزهایی لازم است؟
همانطور که گفتیم درک احساسات دیگران از فردی به فرد دیگر متفاوت است. برخی افراد در این کار مهارت دارند و برخی دیگر در این زمینه ضعیف هستند. برای اینکه بتوانید مهارت درک احساسات دیگران را در خود بالا ببرید چند مطلب مهم را باید بدانید و تمرین کنید.
شناختن احساسات مثبت و منفی
انسانها ۶ احساس مشترک دارند که به آن، ۶ احساس اصلی میگویند و عبارتند از، ترس، تعجب، شادی، تنفر، ناراحتی و خشم. از ترکیب این احساسات، احساسات فرعی مانند غرور، شرم یا خجالت به وجود میآید. این احساسات به دو دسته احساسهای مثبت و منفی تقسیم میشوند:
احساسات مثبت: احساسات مثبت برای فرد خوشایند است، سطح تنش و استرس فرد را پایین میآورد، انگیزه و سطح انرژی فرد را بالا میبرد و حتی روی حافظه و هوشیاری فرد اثر مثبت میگذارد.
احساسات منفی: احساسات منفی سطح تنش فرد را بالا میبرد. این احساسات همیشه بد نیست و حتی گاهی برای انسان مفید است. مثلا احساس خشم باعث میشود موجود زنده بتواند هنگام خطر از خودش دفاع کند.
برای اینکه بتوانیم در قدم اول احساسات دیگران را درک کنیم، باید بتوانیم احساسات منفی و مثبت را در او تشخیص دهیم. این موضوع اهمیت بالایی دارد. تصور کنید همسر شما از یک روز کاری خستهکننده به خانه بر میگردد، او با رئیسش بگوی مگوی بدی داشته و سرشار از احساسات منفی مثل خشم و نفرت است. او این احساسات را از طریق کلام و زبان بدن منتقل میکند. مثلا با چهرهای خسته و عصبانی روبروی شما مینشیند و میگوید روز خوبی نداشته. اگر شما در آن لحظه تشخیص ندهید او در حال تجربه احساسات منفی است آیا میتوانید عکس العمل درستی نشان دهید؟ قطعا خیر!
حالت دهان و چشم، زبان بدن مهم احساسات
مطالعات نشان داده حالت دهان و چشم میتواند نشاندهنده حالت هیجانی و احساسی فرد باشد. این حالتها معمولا در افراد یکسان است. مثلا حالت دهان در زمان ترس بین افراد مختلف معمولا یکسان و قابل تشخیص است. البته فرهنگ و تجربه افراد کاملا روی این موضوع اثر دارد. از طرفی در فرهنگهای مختلف ممکن است افراد هیجانات را بیشتر در یک قسمت از بدن خود نشان دهند. مثلا در مردمان آسیای شرقی، برای درک احساسات دیگران بیشتر به چشمان افراد توجه میکنند اما مردمان غربی، مانند آمریکا، بیشتر به دهان دیگران توجه میکنند تا حالات هیجانی افراد را تشخیص دهند. بنابراین حالت چهره نیز میتواند به ما در شناسایی احساسات دیگران و درک آنها کمک کند.
لحن صحبت
شناسایی و درک احساسات دیگران با توجه به لحن صحبت افراد را احتمالا همه ما تجربه کردهایم و شاید بتوان گفت یکی از راحتترین راههای درک احساسات دیگران توجه به لحن صدای آنها باشد. طرز صحبت فردی که آرامش دارد یا شاد است قطعا متفاوت از یک فرد عصبانی است. نابراین هنگام صحبت با دیگران به لحن صحبت او توجه کنید.
توانایی سنجش موقعیت
ابراز احساسات در دیگران متفاوت است، شاید ما نتوانیم به راحتی از روی چهره یا لحن سخن گفتن فرد هیجانات او را درک کنیم و گاهی لازم است علاوه بر اینها موقعیت فرد را نیز در نظر بگیریم. اگر فردی در مراسم ختم یکی از نزدیکانش باشد، حتی اگر حالت چهره و لحن صدایش چیزی نشان ندهد، ما باید موقعیت او را به عنوان یک فرد داغ دیده درک کنیم.
اگر همسرم توانایی درک احساساتم را نداشت چه کنم؟
تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید
قبل از اینکه بخواهید دیگران شما را درک کنند، خودتان باید بدانید دقیقا چه احساسی دارید و چه میخواهید. خیلی از اوقات وقتی با مراجعینی که از درک نشدن ناراضی هستند صحبت میکنیم، متوجه میشوند حتی خودشان نیز نمیدانند دنبال چه هستند و چه میخواهند چه برسد که این انتظار را از همسرشان داشته باشند. مثلا خانمی از اینکه همسرش خستگی او را درک نمیکند مراجع میکند و پس از بررسی جزئیات موضوع به این نتیجه میرسد خواسته اصلی اش این است که کمتر به منزل مادر شوهرش رفتار و آمد کنند. بنابراین قبل از هرگونه ابراز احساسات و هیجاناتی مطمئن شوید دلیل الی این ابراز هیجان چیست و در بیان آن صادق باشید.
در بیان خواستهها و احساساتتان صادق باشید
انسانها به صورت ذاتی توانایی تشخیص هیجانات مختلف را دارند هر چند این توانایی در افراد مختلف متفاوت است. وقتی شما در حال تجربه احساسات حسادت باشید اما بخواهید وانمود کنید درگیر بیتفاوتی هستید، تناقض موجود در حالات شما طرف مقابل را گیج میکند. بنابراین بدون هیچ گونه سیاستی، با همسرتان صادق باشید و احساسات خود را صادقانه با او در میان بگذارید.
اختلاف نظرها را بپذیرید
بعضی افراد فکر میکنند درک شدن یعنی تایید گرفتن از طرف مقابل. اگر همسر شما با برخی نظرات شما مخالف است به معنای این نیست که شما را به طور کلی درک نمیکند. افراد میتوانند نسبت به وقایع مختلف نظرات متفاوت داشته باشند. این را بپذیرید. اختلاف نظرهای خود را بدون جبههگیری نسبت به هم حل کنید و اگر در مورد موضوعی نظری مشترک نداشتید باهم تصمیم بگیرید که بهترین راه حل چیست؟
موقعیتش را در نظر بگیرید
درک کردن در زندگی مشترک یه موضوع کاملا دو طرفه است. همسرتان به اندازه شما نیاز دارد درک شود. موقعیت او را همیشه در نظر بگیرید. هر لحظه که نیاز داشته باشید شاید همسرتان آمادگی پذیرش شما را نداشته باشد اما این به معنی کم توجهی به شما نیست. اگر میخواهید او ۶ دانگ حواسش به شما باشد و احساساتتان را درک کند باید ابتدا چنین توانی را داشته باشد. خود ما هم نمیتوانیم در لحظه به چند مورد مهم توجه کافی داشته باشیم، اجازه بدهید در یک فرصت مناسب که حال هردویتان خوب است در یک محیط صمیمی او شنوای احساساتتان باشد.
اختلافاتتان را حل کنید
توقع نداشته باشید در رابطه ای که سرشار از اختلاف، درگیری، بحث و لجبازی است دو طرف یکدیگر را درک کنند. درک کردن و درک شدن یک بستر امن لازم دارد. نمیتوانید در یک رابطه آشفته چنین انتظاری داشته باشید. اختلافات خود را با همسرتان حل کنید. فرقی ندارد این اختلاف ریز باشند یا درشت، هر اختلافی اگر حل نشده باقی بماند صمیمیت بین شما در نتیجه درک دو طرفه از بین شما را تحت الشعاع قرار میدهد.
طلبکار نباشید
میدانیم شما هم مثل هر انسان دیگری لازم دارید نیازهایتان دیده و برطرف شود اما نمیتوانید دیگران را وادار به این کار کنید و در بیان احساسات خود طلبکار نباشید. لحن صحبت شما در عکس العملی که دیگران به شما نشان میدهند به شدت اثرگذار است. لازم نیست خواسته خود را با متلک و داد و بیداد بیان کنید. اجازه دهید طرف مقابل حق انتخاب داشته باشد. در غیر این صورت تمام عمر باقی مانده خود را باید او را مجبور کنید شما را ببیند و بشنود.
از تشویق مثبت استفاده کنید
هرگاه احساس کردید طرف مقابل به شما توجه میکند و سعی دارد درکتان کند، به او بفهمانید چقدر این کارش برای شما با ارزش است. متاسفانه در بسیاری اوقات افراد وقتی همسرشان کاری برایشان میکند از جملاتی مثل “وظیفته”، فکر نکن شاخ غول شکوندی”و یا “چه عجب بالاخره یه کاری کردی” استفاده میکنند. این جملات رفتار مثبت همسرتان را تقویت نمیکند. غرور را کنار بگذارید و بگویید از این بابت خوشحال هستید.
دلیل اینکه همسرتان درکتان نمیکند را پیدا کنید
چرا همسرتان شما را درک نمیکند؟ او در شرایط مساعدی قرار دارد؟ درگیر اضطراب یا مشکلاتی مانند افسردگی و هراس نیست؟ تحت فشار اقتصادی یا خانوادگی نیست؟ آیا او از هوش هیجانی نرمالی برخوردار است؟ آیا او همیشه همین رفتار را داشته یا چند وقت است که این رفتار را نشان میدهد؟ اگر قبلا اینطور نبوده چه اتفاقی بین شما افتاده؟ کشف این دلایل کمک میکند مشکل را رفع کنید و با این کار حتی به همسرتان نیز کمک کنید.
کمک گرفتن حرفهای را فراموش نکنید
متاسفانه برخی از زوجین تنها زمانی به مشاوره مراجع میکنند که استحکام رابطهشان به اندازه یک بند نازک شده است. در صورتی که اگر برای پیدا کردن مهارتهایی مثل درک دو طرفه، حل مساله، مهارتهای گفتگویی و نحوه ابراز احساسات به مشاور مراجعه کنند میتوانند بدون اینکه این مسائل صمیمیت رابطهشان را از بین ببرد، یک رابطه سالم و شاد بسازند. مشاورین همیار عشق در زمینه حل مسائل و اختلافات زناشویی آموزش دیده و با تجربه هستند و میتوانند در این زمینه کمکتان کنند. همچنین دوره ترمیم و بازگشت به رابطه به شما کمک میکند خودتان را بشناسید، رابطهتان را از ابتدا بررسی کنید و بدانید چطور باید این رابطه را به رابطه روزهای خوش اول بازگزداند.
سخن پایانی
درک کردن زن و مرد در رابطه عاطفی و زندگی مشترک، بسیار مهم است. برای اینکه بتوانیم دیگری را درک کنیم، ابتدا باید انواع احساسات را بشناسیم، بتوانیم موقعیت و شرایط را درک کنید و به درستی تجزیه و تحلیل کنیم، بتوانیم زبان بدن او را درک کنید، با او صحبت کنیم و… اگر در رابطه زوجین یکدیگر را درک نکنند، مدام به بحث، دعوا و اختلاف برخواهند خورد که همین موضوع باعث از بین رفتن صمیمیت و استحکام رابطهشان میشود. اگر در ارتباطتان احساس میکنید طرف مقابل اصلا شما را درک نمیکند و تاکنون نتوانستید این موضوع را با گفتگو کردن با او حل کنید، توصیه میکنیم حتما از زوج درمانگر کمک بگیرید. زوج درمانگران همیار عشق در این زمینه میتوانند به شما کمک کنند. به علاوه شرکت در دوره بازگشت و ترمیم رابطه، به شما کمک میکند رابطهتان را بهبود ببخشید و دوباره عشق و صمیمیت را در آن مثل روزهای اول ایجاد کنید.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.