چگونگی محو هخامنشیان از خاطره جمعی ایرانیان
نقش پررنگ ساسانیان در مقایسه با دیگر سلسلههای پیش از اسلام در ایران باعث شده حدسهایی گوناگونی درباره کمرنگ بودن دیگر سلسهها زده شود و این پرسش مطرح شود که آیا هیچ یاد و خاطره درستی از پادشاهان ماد و هخامنشی وجود ندارد؟ چرا تاریخ و آثار اشکانیان تا این حد کم رنگ و بسیار پر اشتباه است؟

شهریار پریچهره؛ برخی بر این اندیشه هستند که این موضوع به دوره اسکندر مربوط میشود و دلیل این فراموشی را در تخریب فرهنگی و تاریخی به دست اسکندر و سلوکیان میدانند ولی همانگونه که میدانیم بیشینه آگاهی امروزی ما از تاریخ دورههای ماد و هخامنشی از منابع یونانی و رومی است پس به وضوح میتوان نتیجه گرفت یونانیان دستی در این کار نداشتهاند چرا که خود حافظ اطلاعات این دوره تاریخی بودهاند.
"ویزهوفر" در کتاب ایران باستان خود توضیحی در این رابطه داده است که به نظر منطقی میآید:
فرهنگ اولیه ایرانیان همیشه فرهنگی شفاهی بوده است. از جمله مضامین پهلوانی که به علت مردم پسندیشان باقی مانده بودند، حماسههای مربوط به شاهان سلسله کیانی شرق ایران بود که پیوسته با دشمنان تورانی خود در نبرد بودهاند.
این داستانهای قهرمانی در یشتهای اوستا پوششی زرتشتی یافتند. این سنت شرقی ایرانی چه از لحاظ جاذبه و گیرایی خاصی که داشت و چه احتمالا به علت لحن و حالت مذهبی آن، در طول دوره اشکانیان از بقیه سنتهای محلی و منطقهای ایران پیشی گرفت و بر آنها مسلط شد.
یکی از عللی که باعث شد خاطره درست مادها و هخامنشیان در پارس از یاد زدوده شود همین امر است.
گر چه آثار و بقایای این دو سلسله در تخت جمشید، نقش رستم و جاهای دیگر در پیش چشم بود، تمام چیزی که ساسانیان از نیاکان خود میدانستند این بود که آنها امپراتوری بزرگ و گستردهای در غرب داشتند.
ویزهوفر این فراموشی تاریخی را که تا حدی میتوان آن را عمدی دانست به دوره میانه اشکانیان نسبت میدهد زیرا گرایش به ایرانگرایی در بین پادشاهان اشکانی جایگزین یونانی مآبی شد.
در واقع ما میدانیم که پادشاهان نخستین اشکانی آگاهی درستی از هخامنشیان داشتند و در بخشی از مشروعیتسازی برای سلطنت خود مدعی بودند که اشک از نوادگان اردشیر پارسی بوده است.
این توضیح ویزهوفر تا حد زیادی پذیرفتنی است زیرا با پژوهش بر روی سکههای دوره اشکانی به این مهم دست پیدا میکنیم که از دورهای دیگر از القاب دوستدار یونان برای پادشاهان اشکانی استفاده نشده است و همینطور خط پهلوی پارتی منشعب از خط آرامی هخامنشی جایگزین خط یونانی بر روی سکهها اشکانی شده است.
سنت زرتشتی گردآوری نخستین اوستا به بلاش پادشاه اشکانی نسبت داده شده است و این خود حاکی از این است که در اواسط دوره اشکانی روحیه ملی ایرانی جایگزین یونانی مآبی شده و این جایگزینی باعث که شده حماسهای شرقی با رنگ بویی مذهبی البته در اندازه و اقتدار هخامنشیان جایگزین تاریخ واقعی ماد و هخامنشی شده باشد.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.