عزیزی؛ شاعری که صدای آفتاب را میشنید و با مهتاب نفس میکشید
یادداشتی به قلم دکتر علیرضا شهرستانی استاد دانشگاه؛ 16اسفند سالروز کوچ غریبانهی شاعری است که صدای آفتاب را میشنید و با مهتاب نفس میکشید. او شاعر لحظهها بود و جنس شعرش برگرفته از اندیشهای ژرف و خیال وافر بود.

احمد عزیزی؛ شاعری که با باران آمد و با ترنم این شاعرانه بیبدیل خداوند، از میان ما رفت، اما هنوز بعداز 4 سال از کوچ این شاعر کرمانشاهی، تندیسی از وی ساخته نشده است.
به راستی که احمد، تأثیر به سزایی بر شعر استان و حتی گستره شعر کشور گذاشت، او خالق بدیعترین تعابیر در قاموس شعر بود و به همین دلیل به جرأت میتوان گفت: شطحیات او در میان شعرای هم دورهاش بینظیر که حتی کمنظیر است.
شعر استان کرمانشاه بهدلیل همبستگی شاعران با طبیعت شعری زنده، پویا و جاندار است، زنده یاد احمد عزیزی هم از این قاعده مستثنا نبود، شاعر با طبیعت اطراف خود نفس میکشد او غوغای خاک، آواز درختان و موسیقی آسمان را میفهمید، درک وسیعی از هستی داشت و همین گستره شناخت، حوزه خیالانگیزی او را در عرصه شعر و شاعری گسترش میداد، احمد عزیزی به راستی شاعری با افکار نو و سوژههای بدیع بود.
احمد عزیزی در زمینههای مختلف شعری طبعآزمایی کرد و در شعر مذهبی و انقلابی سرآمد بود تا جایی که مقام معظم رهبری او را شاعر انقلاب میخواند.
ذکر خیرش در خیل عشقبازان مستدام باد.
اما چهار سال از آرمیدن این شاعر نامی در قطعه هنرمندان باغفردوس کرمانشاه میگذرد، اما جای خالی یادمانی، تندیسی و ... از وی کاملاً هویدا و آشکار است، امید که مسوولین فرهنگ دوست این مطالبه جدی مردم فرهیخته استان را به سامان برسانند، و اقدامی همهجانبه را معمول دارند.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.