تتلو اینجا؛ تتلوآنجا؛ همه جا وهیچ جا / او بدنبال چیست؟
طی چند سال گذشته یکی از سوژه های خبری امیرتتلو بوده است که هر چند روز یکبار خودش برای رسانه ها سوژه درست کرده است.

پس این آدم با این مشخصات که توانسته خیل عظیم نوجوانان را به سمت خود بکشاند، نمی تواند یک انسان معمولی و فاقد ارزش های هنری باشد و قطعا دارای استعداد و یک نبوغ خاص می باشد، اما همین آقای با استعداد، کارهایی می کند که گاهی وقت باید به نبوغ و استعداد او شک کرد.
تتلو از همان زمان که اندک معروفیتی برای خود دست و پا کرده بود تا الان که به هر حال یکی از چهره های مورد توجه رسانه های این مملکت می باشد، بارها و بارها رفتاریهای از خود نشان داده است که انسان با دیدن و شنیدن کارها و رفتارهایش به فکر فرو می رود که او بدنبال چه می باشد؟
یک روز سر تمرین پرسپولیس می رود و ادعا می کند که می خواهد جای علی دایی را در این تیم پر کند که توسط حمیددرخشان سرمربی وقت سرخ پوشان از تمرین اخراج می شود. روز دیگر می گوید به راه آهن می روم و فوتبال را از آنجا دنبال می کنم که آنها هم نمی پذیرند!
روزی دیگر این چهره رسانه ای، ادعایی دیگر مطرح می کند و در نهایت نیز در انتخابات ریاست جمهوری نیز آن بساط را راه اندازی نمود و جمله معروف اما نستجیده اش در خصوص استاد مسلم آواز ایران محمدرضا شجریان و اظهار نظردر خصوص ربنای این چهره دوست داشتنی، همه ایران را متحیر می نماید تا جایی که در اوج تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری، چند روزی رسانه ها حول محور این چهره مانور می دادند!
تتلو در آخرین اظهار نظرش هم که به آرش برهانی گفته «آرش منو ببر به تیمت ببین دو نفری چه تیمی بسازیم، قول میدم اندازه استقلال و پرسپولیس هوادار بیاریم ورزشگاه و...» برهانی هم پاسخ او را داده است و...
اما سوال اینحاست که این چهره مشهور هنری که دارای هواداران خاص خود هم می باشد، با این رفتارها بدنبال چه بوده و می خواهد چه چیز را ثابت کند؟
اگر بگوییم دنبال دیده شدن می باشد که نمی تواند پاسخی مناسب برای این ادعا باشد چرا که او می تواند در حوزه موسیقی و تخصصی که دارد بخوبی دیده شده و با مکتبی که به «تتلیتی»معروف می باشد موفق تر باشد. البته نه اینکه بخواهیم سبک و مکتب او را ارزشمند بدانیم، ولی بایستی بپذیریم که او با همین سبک و با همین شیوه توانسته طرفداران بسیاری برای خود دست و پا کند.
جان کلام این که تتلو دچار یک بحران فکری ودرگیری ذهنی شده است که باید قبل از این که بیشتر از این حاد شود چاره ای برای خود بیندیشد و گرنه معلوم نیست این رفتارهایی که از او سر می زند آخرش به کجا سر خواهد کشید.
نویسنده: نادر دارستانی