... و عکس ناصر روی پرده سینما
خاطرهها دلتنگ میشوند لابهلای تمام تصاویر متحرک گم میشود.

میگویند مرگ هنرمند وقتی است که دیگر نتواند هنرش را به جامعه ارائه کند و اگر این طور شود او پیش از اینکه به مرگ طبیعی بمیرد، مُردن را تجربه کرده است؛ با اتکاء به این گفته و با یک حساب سرانگشتی، آمار هنرمندان ایرانی که دوبار مُرده اند، کمی بیشتر از حد معمول میشود.
راننده تاکسی که خودش میگوید یک سال از «گوگوش» بزگتر است (خواننده ایرانی پیش از انقلاب؛ در ایران زنها حق خوانندگی ندارند) به محض سوار شدن میگوید خدا رحمتش کند زائیده ایوان کی بود؛ بزرگ شده گرمسار؛ صادره ازتهران خیابان شاپور.
از خیابانهای قدیمی تهران میگذرد و با تصاویر متحرکی از خاطراتش در ذهن، به سالهایی بر میگردد که عکس ناصر روی پرده سینما بود و مرد و زن از همه جا میآمدند و گاهی حتی 30 بار فیلم او را تماشا میکردند؛ آدم هایی که کنار درب سالن ساعتها منتظر میماندند تا او را ببیند.
تصایر همین طور از قاب پنجره تاکسی جا میمانند و جای خود را به ساختمانهایی میدهند که روزگاری نبودهاند؛ اما راننده میگوید خیابانها همان ها هستند و مگر میشود گذشته را از یاد برد؟
میگوید که ناصر ملک مطیعی اصلاً حاشیه نداشت؛ فردین هم نداشت؛ مثلاً با این باشند و با آن باشند و زیاد توضیح نمیدهند که منظورش از با این و آن بودن، بحث اخلاقی و شخصی است یا کاری و حرفهای.
حالا آه میکشد؛ نه ناصر؛ راننده تاکسی؛ و بعد میگوید: «هوادارهای او نمیدانید چه کار میکردند؟ فکر مردم راحت بود؛ مثل الان نبود که.»
ناصر خان، پیر شده؛ موهایش دیگر مشکی نیست با اخمهای سیاه و چشمهایی نافذ؛ خودش میگوید که همان «میتی مشکی» است(یکی از نقشهایش)؛ همان لوتی سرچهارراه؛ میگوید امیرکبیر هم که شده باز هم میتی مشکی بوده؛ حالا دیگر خیلی زود بغض میکند و تا این جمله را تمام کند اشکش هم سرازیر میشود:«متاسفانه ما کنار بودیم؛ محلمان نگذاشتند؛ افسوس میخورم از جامعهام عقب افتادم.»
خیلی از فیلمهایی که در این 40 سال دوریاش از پرده سینما (که عاشقانه دوستش داشت)، از او گرفتند، اجازه انتشار پیدا نکرد و این اواخر هم تلویزیون دعوتش کرد برنامهی حضورش در رسانه ملی با وجود تبلیغ و ضبط، هیچ وقت پخش نشد؛ پیرمرد حتماً ناراحت شده بود اما خودش میگفت که با سرنوشت مبارزهای ندارد.
صبح روز شنبه پنجم خرداد، دیگر همه فهمیدند که ناصر ملک مطیعی برای بار دوم مُرده. جوانهایی که تصاویر و بریده فیلمهایی از او را در فضای مجازی به اشتراک میگذارند، تعدادشان از آنهایی که با تاریخ، خاطره دارند، بیشتر اگر نباشد کمتر نیست؛ و این سوالی که چه شده که تا این حد برای خاطرهها دلتنگ میشوند لابهلای تمام تصاویر متحرک گم میشود.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.