سالی چند ایرانی به دلیل هزینههای سلامت “فقیر” میشوند؟
پرداخت مستقیم از جیب بابت هزینههای سلامت در صورتی که از توان پرداخت خانوار بالاتر باشد، میتواند منجر به رخداد هزینههای کمرشکن شده و در مواردی افراد را با هزینههای فقرزا نیز مواجه کند.

هزینه سلامت، زمانی کمرشکن خواهد شد که از حد متعارفی از درآمد یا هزینههای خانوار بیشتر شده و باعث وارد آمدن فشار مالی به خانواده شود. بنابراین هزینه کمرشکن میتواند هم در خانوارهای فقیر و هم در خانوارهای ثروتمند رخ دهد.بروز هزینههای کمرشکن در دهکهای پایین جامعه اما ممکن است سبب شود این خانوارها فقیرتر شده و در برخی موارد به زیر خط فقر روند. بر همین اساس، هدف از برنامه پوشش همگانی سلامت این است که جمعیت مواجه شده با این هزینهها طی ۱۵ سال آینده به صفر رسانده شود.برای طی مسیر صحیح و دست یافتن به این هدف مهم، موسسه ملی تحقیقات سلامت جمهوری اسلامی ایران به عنوان متولی دیدهبانی طرح تحول سلامت، بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران و دیگر شواهد علمی، بروز هزینههای فقرزای سلامت طی سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۴ را بررسی کرد. به این منظور، دادههای مطالعه هزینه ـ درآمد خانوار طی این دوره مورد تحلیل قرار گرفت و نسبت جمعیت مواجه شده با هزینههای فقرزا به جمعیت فقیر کشور طی سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۴ مشخص شد.این بررسی با یک الگوی جهانی و بر اساس واحد پول دلار بینالمللی (دلار PPP) و سه خط فقر برای درآمدهای روزانه حدود ۲، ۳ و ۴ دلار (بر حسب نفر) مشخص شد.لازم به ذکر است به منظور قابل مقایسه کردن اقتصاد کشورهای مختلف، اقتصاددانان از دلار بینالمللی (دلار PPP) استفاده میکنند؛ برای دستیابی به ارزش این واحد پول بینالمللی، نرخ ارز کشورها به یک پول مشترک تبدیل میشود. یکسان کردن قدرت خرید ارزهای متفاوت را هم برابری قدرت خرید (و به اختصار PPP) میگویند.با احتساب خط فقر بر اساس هزینهکرد ۲ واحد پول بینالمللی در روز، افرادی که طی سالهای ۱۳۹۴ – ۱۳۸۶ به دلیل پرداخت برای خدمات سلامت فقیر شدهاند، بسیار کم (کمتر از ۰.۱ درصد) بوده و این عدد در سال ۱۳۹۴ برابر ۰.۰۴ درصد شده است. این بدان معناست که نرخ کلی فقر جامعه (بر اساس درآمد روزانه حدود ۲ واحد پول بینالمللی) برابر ۰.۲۸ درصد جمعیت است؛ ۰.۲۴ از این تعداد، قبلا زیر خط فقر بودهاند و ۰.۰۴ آن، افرادی هستند که پس از استفاده از خدمات سلامت فقیر شدهاند. بر این اساس میتوان گفت که پرداخت از جیب بابت هزینههای سلامت باعث شده است که خط فقر کلی از ۰.۲۴ درصد به ۰.۲۸ درصد در سال ۱۳۹۴ برسد.اگر جمعیت کشور در این سال را برابر ۷۹ میلیون نفر در نظر بگیریم، کل افرادی که زیر خط فقر بینالمللی زندگی میکردهاند برابر ۲۲۱.۲۰۰ میباشد که ۳۱.۶۰۰ نفر آنها به علت پرداخت هزینههای سلامت به زیر خط فقر رفتهاند.اما اگر خط فقر را با درآمد روزانه حدود ۳ واحد پول بینالمللی محاسبه کنیم، بروز هزینههای فقرزای سلامت در سال ۱۳۹۴ برابر ۰.۴ درصد میشود. نرخ خط فقر کلی در همین سال (بر اساس درآمد روزانه حدود ۳ واحد پول بینالمللی) برابر ۲.۵ درصد است. این بدان معنی است که پرداخت از جیب بابت هزینههای سلامت باعث شده است که خط فقر از ۲.۱ به ۲.۵ در همین سال برسد. با برآورد جمعیت ۷۹ میلیون نفر در سال ۱۳۹۴، کل افرادی که زیر خط فقر بینالمللی زندگی میکردهاند برابر ۱.۹۷۵.۰۰۰ میباشد که از این تعداد ۳۱۶.۰۰۰ نفر به علت پرداخت از جیب بابت هزینههای سلامت به زیر خط فقر رفتهاند.در نهایت زمانی که خط فقر برای درآمد روزانه ۴ واحد پول بینالمللی تعیین شود، نرخ کلی فقر در سال ۱۳۹۴ معادل ۵.۴ درصد و میزان بروز هزینه فقرزای سلامت برابر ۰.۸ درصد میشود. این اعداد نشان میدهند که پرداخت از جیب خانوار برای هزینههای سلامت سبب شده خط فقر کلی از ۴.۴ درصد به ۵.۴ درصد برسد. با برآورد جمعیت ۷۹ میلیون نفر در سال ۱۳۹۴، کل افرادی که زیر خط فقر بینالمللی (با احتساب درآمد روزانه ۴ واحد پول بینالمللی) زندگی میکردهاند برابر ۴.۲۶۶.۰۰۰ نفر بوده است که از این تعداد ۶۳۲.۰۰۰ نفر به علت پرداخت هزینههای سلامت به زیر خط فقر رفتهاند.پس از مشخص شدن نتایج، موسسه ملی تحقیقات سلامت در یک جمعبندی کلی و با در نظر گرفتن خط فقرهای مفروض، اعلام کرد:- در طول دوره مورد مطالعه میزان رخداد هزینههای فقرزای سلامت در سطح ملی تقریبا ثابت بوده است و دهک پایین جامعه (دهک اول) و روستاییان بیش از بقیه از این هزینهها متاثر شدهاند. علاوه بر این، روند هزینههای فقرزای سلامت، متاثر از خط فقر کلی جامعه در سالهای ۱۳۹۳-۱۳۸۸ با کاهش همراه بوده است، پس از آن در دوره تحریم و در سالهای ۱۳۹۳-۱۳۹۲ افزایش یافته و از سال ۱۳۹۴ مجددا سیر کاهشی را طی کرده است.- با احتساب خط فقرهای مختلف در ایران، بین ۱۴.۳ درصد تا ۱۶ درصد افراد فقیر (تاکید میشود، افراد فقیر و نه کل جمعیت)، بهدلیل پرداخت از جیب برای هزینههای سلامت، دچار فقر شدهاند که این رقم به واقع ناچیز است. پس از اجرای طرح تحول سلامت نیز اقدامات مهمی برای کاهش پرداخت از جیب خانوارها خصوصا در مراکز درمانی دولتی صورت گرفته است که در سیر نزولی آمار افراد فقیر شده به دلیل هزینههای سلامت موثر بوده است.- تلاش برای به صفر رساندن رخداد هزینههای فقرزا در کشور مستلزم بکارگیری سازوکارهای مناسب و موثر در مورد تقویت نظام بیمه کشور و طراحی سیاستهایی هدفمند برای شناسایی و حمایت از اقشار آسیبپذیر و محروم جامعه خواهد بود که هماهنگی و حرکت منسجم تمام ارکان قانونگذاری، تصمیمسازی، سیاستگذاری و اجرایی را میطلبد./ایسنا
*«سالانه کمر 1.3 میلیون خانوار ایرانی زیر بار هزینههای سلامت میشکند»
امروزه نبود محافظت مالی در برابر هزینههای سلامت به عنوان یک نقص عمده در نظامهای سلامت شناخته شده است. روشنترین نشانه آن این است که خانوارها به هنگام نیاز به دریافت خدمات سلامتی نه تنها از بار بیماری، بلکه از بار ناشی از مواجهه با هزینههای کمرشکن و فقر حاصل از تأمین سلامت خود نیز رنج میبرند؛ لذا تبیین دقیق و بموقع این مشکل میتواند سیاستگذاران نظام سلامت را در انتخاب سیاستهای پیشگیرانه و شیوههای مناسب جهت رفع آن یاری کند. دکتر مهدی یوسفی، دانشآموخته دکتری تخصصی اقتصاد سلامت و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی است. وی در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار شفقنا زندگی، به بررسی جامع هزینههای کمرشکن سلامت خانوارهای ایرانی و نحوه سقوط برخی خانوارها به زیرخط فقر غذایی پرداخته است. وی در این گفتوگو همچنین به تشریح این موضوعات پرداخت که «خانوارها در فرایند دریافت خدمات سلامت مورد نیاز خود با چه هزینههایی مواجهند؟» ؛ «هر یک از هزینههای سلامت خانوار دارای چه ماهیتی است و در چه دستهای قرار میگیرد؟» ؛ «درصد خانوارهای مواجه شده با هزینههای کمرشکن سلامت چه میزان است؟» ؛ «سهم مخارج سلامت از کل مخارج خانوارها به تفکیک مناطق شهری و روستایی چه قدر است» و این که «یک خانوار با چه ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی مستعد مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت است؟» دکتر یوسفی در ابتدا به تعریفی از هزینههای کمرشکن سلامت پرداخت و گفت: پرداختهای سلامت زمانی کمرشکن میشود که خانوار باید هزینههای اساسی خود را در طول یک دوره از زمان به منظور برآمدن از عهده هزینههای سلامت کاهش دهد. درصورتی که یک خانوار در یک دوره زمانی 40 درصد یا بیشتر از 40 درصد از ظرفیت پرداخت خود را برای دریافت خدمات سلامت مورد نیاز اختصاص دهد دچار هزینه کمرشکن سلامت شده است.
سالانه بیش از 320 هزار خانوار کشور با هزینههای کمرشکن سلامت به زیر خط فقر غذایی سقوط میکنند
وی با بیان این که سالانه بیش از 700 هزار خانوار کشور با هزینههای کمرشکن سلامت مواجه میشوند. افزود: بر این اساس میتوان گفت، حدود 3.38 درصد خانوارهای کشور با هزینههای کمرشکن سلامت مواجه شدهاند که این هزینهها فقط هزینههای مستقیم پزشکی را شامل میشود. همچنین این هزینهها حدود بیش از 320 هزار خانوار ( 1.5 درصد خانوارهای کشور) را نیز به زیر خط فقر غذایی کشانده است.دکتر یوسفی که خود در تحقیقی با دو روش «مصاحبه حضوری و تلفنی» و «بررسی آمارهای هزینه درآمد خانوارهای روستایی و شهری کل کشور»، به نتایح این بررسیها دست یافته است، اضافه کرد: هفت درصد کل خانوارهای کشور پیش از مواجهه با هزینههای سلامت زیر خط فقر غذایی هستند که سالانه 1.5 درصد نیز به این میزان اضافه میشود.به گفته وی، البته تاثیر این هزینهها بر سقوط خانوارها به زیر خط فقر غذایی، بیشتر بر مردم ساکن در مناطق روستایی بوده است؛ به گونهای که هزینههای مستقیم پزشکی 2.3 درصد این خانوارها را به زیر خط فقر برده است.وی گفت: با توجه به این که در بررسی هزینههای سلامت خانوار، معمولا فقط هزینههای مستقیم در نظر گرفته میشود، اگر 10 درصد کل این هزینهها را به عنوان هزینه غیرمستقیم در نظر بگیریم، پیشبینی میشود که 600 هزار خانوار دیگر به جمع 700 هزار خانوار مواجه شده با هزینههای کمرشکن سلامت بپیوندند. به عبارتی پیشبینی میشود بیش از یک میلیون و 300 هزار خانوار (بیش از شش درصد کل خانوارهای کشور) با هزینههای کمرشکن سلامت مواجه شدهاند.
مقایسه مخارج سلامت در ایران و برخی کشورها
سهم مردم ایران از کل هزینههای سلامت بالاتر از میانگین کشورهای منطقه
این استاد دانشگاه در ادامه به مقایسه هزینههای سلامت در ایران با سایر کشورها بویژه کشورهای منطقه پرداخت و در ابتدا به گزارش آماری سازمان بهداشت جهانی (2013) که شاخص مخارج سلامت در کشورهای مختلف از جمله ایران را محاسبه و ارائه کرده، استناد جست و افزود: بر اساس بررسیهای صورت گرفته، کل مخارج بخش خصوصی برای سلامت به صورت درصد از کل هزینههای سلامت در سال 2010 برای ایران 59.8 درصد بوده و این درحالیست که این مقدار از میانگین کشورهای مورد بررسی بیشتر بوده و حتی از میانگین کشورهای منطقه مدیترانه شرقی سازمان بهداشت جهانی که ایران نیز در آن قرار دارد، بالاتر است.به گفته دکتر یوسفی، علاوه بر این، سهم پرداختهای مستقیم از مخارج خصوصی در سلامت در ایران 97 درصد است که این مقدار نیز از مقدار میانگین کشورهای هم منطقه ایران و حتی میانگین کشورهای با درآمد پایین بیشتر است.
بیعدالتی در مشارکت مالی خانوارها
دکتر یوسفی افزود: محاسبه شاخص مشارکت مالی عادلانه در سلامت نشان میدهد که میزان این شاخص برای مناطق روستایی برابر با 59 درصد، برای مناطق شهری 65 درصد و برای کل کشور برابر 63 درصد است.وی تاکید کرد که مشارکت مالی عادلانه بر اساس اصل بار برابر تعریف میشود. این بار برای هر میزان افزایش مصرف برای نظام سلامت به ظرفیت پرداخت خانواده تعریف و توزیع مشارکت مالی خانوار در بین خانوارها به عنوان شاخص مشارکت مالی عادلانه بیان میشود.
افزایش بیعدالتی در نظام سلامت با اجرای فاز اول هدفمندی یارانهها
این متخصص حوزه اقتصاد سلامت در ادامه به تاثیر اجرای طرح هدفمندی یارانه در اجرای عدالت در نظام سلامت پرداخت و با بیان این که انتظار میرفت با اجرای طرح هدفمندی یارانهها گام مهمی در اجرای عدالت در نظام سلامت برداشته شود، اذعان کرد که طبق بررسیهای جامع صورت گرفته در تحقیقات من، با وجود اجرای فاز اول طرح هدفمندی یارانهها، شاخص مشارکت مالی عادلانه نسبت به قبل کاهش یافته و بیانگر افزایش بیعدالتی در تامین مالی نظام سلامت از طرف خانوارها بوده است.
تحمیل 93 نوع هزینه سلامت بر خانوارها؛ از مستقیم تا نامرئی
این استاد دانشگاه، در ادامه بررسیهای هزینههای سالانه سلامت خانوار، موفق به استخراج 93 عنوان مربوط به این هزینه شده است. این هزینهها شامل 39 مورد هزینه مستقیم، 10 مورد هزینه غیرمستقیم و 44 مورد هزینه ناملموس و نامرئی سلامت خانوار است. از جمله این هزینهها میتوان به هزینههای مربوط به دریافت خدمات سرپایی (مانند انواع ویزیت)، خدمات بستری (بستری برای جراحی و…)، خدمات مربوط به بیماریهای خاص، هزینههای مرتبط با دریافت عضو پیوندی، دارو، خدمات زیبایی، خدمات بهداشتی، خدمات توانبخشی، خدمات تشخیصی، خدمات سلامت سالمندان، هزینههای مربوط به پرداخت حق بیمه (پایه و تکمیلی) هزینههای مربوط به تهیه هدیه غیر نقدی برای ارائهدهندگان خدمات، هزینههای مربوط به از کارافتادگی، کاهش بهرهوری، ایاب و ذهاب، اسکان، خوراک، هزینههای مربوط به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در طول درمان و هزینههای ناملموس مانند افسردگی ،استرس و اضطراب و استرس و …. اشاره کرد.
هزینههای مستقیم سلامت خانوار
دکتر یوسفی در ادامه این گفتوگو به ارائه عناوین هزینههای مستقیم سلامت خانوار پرداخت و گفت: این هزینهها شامل: پرداخت بابت خدماتپزشک عمومی (دولتی و خصوصی)، خدمات پزشکی متخصص و فوق تخصصی (دولتی و خصوصی)، خدمات زیبایی (مراقبت از پوست، مو) ، خدمات دندانپزشک عمومی (دولتی و خصوصی)،خدمات دندانپزشک متخصص (دولتی و خصوصی)، خدمات پروتز دندان (دولتی و خصوصی)، پرداخت خدمات پرسنل غیرپزشک (دولتی و خصوصی)، خدمات درمان کننده سنتی (دولتی و خصوصی)، خدمات مامایی، خدمات اورژانس، خدمات ارائه شده در منزل، جراحی سرپایی، بستری در بیمارستان برای دریافت خدمات جراحی، بستری در بیمارستان بدون دریافت خدمات جراحی، دریافت خدمات زیبایی (اعم از پوست و مو)، کلیه خدمات بهداشتی مخصوصا خدمات مادر و کودک (دولتی و خصوصی)، خدمات مراقبت از سالمند (هزینههای مربوط به سلامت)، حق بیمه مربوط به بیمه درمان پایه اجباری، حق بیمه مربوط به بیمه درمان پایه اختیاری، حق بیمه مربوط به بیمه درمان تکمیلی، خدمات توانبخشی(شامل فیزیوتراپی، گفتاردرمانی، بیناییسنج، شنواییسنج و کاردرمانی و خدمات اعضای مصنوعی، خدمات مامایی(دولتی و خصوصی)، خدمات تشخیصی(شامل خدمات آزمایشگاهی، تصویربرداری و کلینیک مشاوره ژنتیک)، پرداخت زیرمیزی به صورت پول (داوطلبانه /غیرداوطلبانه به عنوان شرط دریافت خدمت) پرداخت وجه برای خرید داروهایی که از مبادی غیررسمی وارد کشور شدهاند، پرداخت وجه برای خرید تجهیزات پزشکی که از مبادی غیررسی وارد کشور شدهاند، پرداخت وجه بابت خرید داروهای سنتی (خرید خارح از سیستم بیمهای و خارج از داروخانه) ، پرداخت وجه بابت خدمات سلامتی به صورت دریافت خدمات جراحی (بیماریهای خاد/ دولتی و یا خصوصی)، پرداخت بابت بستری در بیمارستان بدون دریافت خدمات جراحی، پرداخت بابت دریافت خدمات مربوط به بیماری های خاص، پرداخت بابت تامین عضو پیوندی، پرداخت بابت بستری در دیکلینیک، پرداخت بابت داروهای رسمی تحت پوشش بیمه طبق قیمت مصوب (قابل تهیه در داروخانه)، پرداخت بابت خرید تجهیزات پزشکی غیر رسمی از افرادی که فاقد صلاحیت تایید شده وزارت بهداشت هستند) ، پرداخت وجه برای خرید هدیه به ارائه دهندگان خدمات سلامت، پرداخت وجه بابت خرید گل و شیرینی برای ارائه دهندگان خدمات سلامت، پرداخت بابت تدارک مهمانی برای ارائه دهندگان خدمات سلامت، هزینههای رفت و آمد بیمار برای دریافت خدمات سلامت، هزینههای خوراکی بیمار (در صورت داشتن رژیم غذایی خاص) ، هزینههای مربوط به اسکان بیمار در شهر محل دریافت خدمت (غیر از زمان بستری) است.وی در عین حال تاکید کرد که در این بخش، همگی عناوین دارای اهمیت یکسان از نظر خانوارها نبودهاند بلکه برخی از آنها مانند پرداخت بابت ویزیت، بویژه ویزیت پزشکان متخصص، دارو، خدمات بستری، خدمات تشخیصی نسبت به بقیه موارد، بیشتر مورد تاکید خانواده بودهاند و برخی دیگر مانند هزینه رفت و آمد و اسکان بیمار بیشتر در مصاحبه با خانوارهایی مورد تاکید قرار گرفتهاند که در مناطق روستایی یا حومه شهرها زندگی میکردند و دسترسی کمتری به مراکز اصلی ارائه دهنده خدمات سلامت داشتهاند.
هزینههایی که به خاطر عدم کیفیت خدمات درمانی بارها به خانوادهها تحمیل میشود
به گفته دکتر یوسفی، نکته دیگری که از مصاحبه با خانوارها در خصوص هزینه سلامتشان در این بررسی حاصل شده، این است که بسیاری از آنها ابراز میکردند برخی از اجزای هزینههای مستقیم را در طول فرایند درمان یک بیماری، بارها متحمل میشوند که از این دست موارد می توان به ویزیت و خدمات تشخیصی اشاره کرد که به اعتقاد آنها این هزینه ها به دلیل عدم اعتماد به کیفیت خدمات سلامتی که دریافت کردهاند بر آنها تحمیل شده است.
هزینههای غیرمستقیم سلامت خانوار
همه آنچه تحت عنوان هزینههای کمرشکن سلامت در اظهارات رسمی عنوان میشود، معمولا نگاه به هزینههای مستقیم پزشکی دارند؛ اما هزینههای مستقیم غیرپزشکی و هزینههای غیرمستقیم سلامت خانوار نیز حجم زیادی از هزینههای سلامت را شامل میشوند.
دکتر یوسفی در همین باره به شفقنا گفت: در این بخش میتوان به 10 هزینه غیرمستقیم سلامت خانوار اشاره کرد که شامل : هزینههای ناشی از کار افتادگی دائمی بیمار به علت بیماری، هزینههای ناشی از کارافتادگی موقت بیمار به علت بیماری، هزینههای ناشی از کارافتادگی موقت اطرافیان بیمار به علت نیاز بیمار به همراه، هزینههای مربوط به تغییر شغل بیمار، هزینههای مربوط به تغییر شغل اطرافیان بیمار، هزینههای رفت و آمد مربوط به همراه بیمار،هزینههای خوراکی همراه بیمار(مازاد بر هزینه معمول خوراکی)، هزینههای مربوط به اسکان همراه بیمار، هزینههای استفاده از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات (تلفن، اینترنت و ..) و نیز هزینههای ناشی از تغییر محل زندگی خانواده به علت بیماری یکی از اعضای خانواده است.
هزینههای ناشی از تاثیرات جانبی مدیریت بیماری برای خانوارها
این استاد دانشگاه با اشاره به هزینههای ناشی از تاثیرات جانبی مدیریت بیماری برای خانوارها گفت: تعداد قابل توجهی از هزینههایی را که یک خانوار برای سلامت خود متحمل میشود نه به دلیل مدیریت بیماری، بلکه به دلیل تأثیرات جانبی مدیریت آن بیماری بر خانوار بوده است.به گفته وی همچنین برخی هزینهها مانند هزینههای رفت و آمد مربوط به همراه بیمار و هزینههای مربوط به اسکان همراه بیمار، بیشتر مورد تاکید خانوارهایی بوده که در شهرستانهایی غیر از تهران و بویژه در مناطق روستایی و دور از مراکز اصلی ارائه دهنده خدمات سلامت ساکن بودهاند.
هزینههای نامرئی سلامت خانوار
همان طور که گفته شد وقتی صحبت از هزینههای کمرشکن سلامت میشود بیشتر هزینههای ملموس به ذهن متبادر میشود درحالیکه دکتر یوسفی در بررسی خود به 44 عنوان هزینه ناملموس سلامت خانوار دست یافته است که این عناوین شامل درد (ناشی از مشکل جسمی بیماری برای خود بیمار، رنج اطرافیان بیمار به علت درد بیمار، افسردگی بیمار به علت بیماری، افسردگی اطرافیان بیمار، استرس و اضطراب نسبت به عدم توانایی در پرداخت هزینههای درمان برای بیمار، استرس و اضطراب نسبت به عدم توانایی در پرداخت هزینههای درمان برای خانواده وی، استرس و اضطراب ازایجاد ناتوانیهای رفتاری برای بیمار به علت بیماری، استرس و اضطراب از ایجاد ناتوانیهای رفتاری برای بیمار به علت بیماری، استرس ناشی از ایجاد ناتوانی رفتاری بیمار برای خانواده وی، استرس و اضطراب از ایجاد ناتوانیهای ارتباطی برای بیمار به علت بیماری، استرس و اضطراب از ایجاد ناتوانیهای ارتباطی برای خانواده بیمار، استرس و اضطراب از ایجاد ناتوانیهای مراقبت شخصی بیمار به علت بیماری و استرس از ناتوانی مراقبت شخصی بیمار به علت بیماری برای خانواده وی، استرس و اضطراب از ایجاد ناتوانیهای حرکتی برای بیمار به علت بیماری، استرس و اضطراب از ایجاد اختلالات خودکفایی اقتصادی بیمار به علت بیماری برای خانواده وی، استرس به دلیل سرگردانی بیمار در انتخاب پزشک، استرس به دلیل سرگردانی خانواده بیمار در انتخاب پزشک، استرس بیمار به دلیل سرگردانی در انتخاب مرکز درمانی، استرس خانواده بیمار در انتخاب مرکز درمانی، استرس بیمار ناشی از تلف شدن وقت به علت وجود صف انتظار دریافت خدمات و استرس خانواده بیمار در همین زمینه، استرس تحمیل شده به بیمار به علت عدم اعتماد به کیفیت خدمات سلامت و تحمیل همین استرس به خانواده بیمار، استرس تحمیل شده به بیمار به علت عدم اعتماد به سیستم بیمه سلامت، استرس خانواده بیمار به علت عدم اعتماد به سیستم بیمه سلامت ، استرس بیمار و نیز خانواده بیمار ناشی از احتمال برخورد بد ارائه دهندگان خدمات سلامت، استرس و اضطراب از ایجاد ناتوانیها بد حالتی بدن برای بیمار به علت بیماری و نیز خانواده وی، استرس و اضطراب از ایجاد ناتوانیهای چالاکی برای بیمار به علت بیماری و نیز برای خانواده وی، استرس و اضطرا از ایجاد ناتوانیهای وضعیتی بیمار به علت بیماری برای بیمار و خانواده وی، استرس از ایجاد ناتوانیهای مهارتهای خاص برای بیمار به علت بیماری و نیز خانواده وی، استرس بیمار و خانواده وی ناشی از نتیجه درمان، اضطراب بیمار ناشی از نداشتن دانش کافی از بیماری خود و نیز استرس خانواده در همین زمینه، استرس بیمار و خانواده ناشی از احتمال پذیرش مجدد، استرس ناشی از احتمال منزوی شدن در خانواده و جامعه،استرس خانواده بیمار از احتمال سرایت بیماری به دیگر اعضای خانواده است.
تاثیر توسعه سلامت الکترونیک بر کاهش هزینههای سلامت خانوارها
دکتر یوسفی به عنوان متخصص حوزه اقتصاد درمان معتقد است توسعه سلامت الکترونیک میتواند به طور مستقیم هزینههای سلامت خانوار را کاهش دهد. به طوری که بخشهای زیادی از هزینه ایاب و ذهاب، اسکان و هزینههای ناشی از تغییر محل زندگی بیمار و خانواده وی کاهش مییابد.به گفته وی نکته جالب توجه این است که توسعه ابزارهای سلامت الکترونیک میتواند باعث کاهش هزینه های ناملموس سلامت خانوار، مانند استرس ناشی از سرگردانی بیمار و مواردی از این دست نیز بشود.بخش دوم نیز شامل آن دسته از هزینه های سلامت خانوار است که توسعه سلامت الکترونیک ، ظرفیت کاهش آنها را به صورت غیرمستقیم دارد.
عوامل قدرتمند تاثیرگذار در مواجهه خانوارها با هزینههای کمرشکن سلامت
اما کدامیک از ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی خانوار، تاثیر تعیینکنندهتری بر مواجهه خانوار با این هزینههای کمرشکن سلامت دارند؟دکتر یوسفی در پاسخ به این سوال شفقنا گفت: برخی متغیرها شامل وجود فرد بالای 65 سال در خانوار، شغل سرپرست خانوار، محل سکونت خانوار و وجود فرد زیر 5 سال در خانوار، بیشترین تاثیر را در تعیین مواجهه یا عدم مواجهه خانوار با هزینههای کمرشکن سلامت دارند. بطوری که اگر یک خانوار دارای عضو بالای 65 سال باشد، با ثابت بودن سایر شرایط، احتمال مواجهه با هزینههای کمرشکن از 4.02 درصد در خانوار بدون فرد بالای 65 سال به 7.04 درصد در خانوار با فرد بالای 65 سال افزایش مییابد و در صورتی که خانواری باهمان شرایط اولیه فقط در منطقه شهری زندگی کند، احتمال مواجهه با هزینه کمرشکن از 4.02 درصد به 2.89 درصد کاهش می یابد.به گفته وی، همچنین سکونت خانوار در مناطق روستایی با ضریب مثبت روی هزینههای کمرشکن اثر میگذارد و احتمال مواجه شدن با آن را افزایش میدهد.
تاثیر سطح تحصیلات سرپرستان خانوار بر هزینههای کمرشکن سلامت
این متخصص حوزه اقتصاد سلامت همچنین با اشاره به این که سطح تحصیلات سرپرستان خانوار بر هزینههای کمرشکن سلامت تاثیر گذار است به برخی یافتههای به دست آمده در همین زمینه اشاره کرد و گفت: 1.76 درصد خانوارهایی که سرپرست آنها در سطح تحصیلی سه (دیپلم) قرار گرفتهاند با هزینههای کمرشکن سلامت مواجه شدهاند و همین شاخص در بین خانوارهای سطح چهار (کارشناسی) برابر 3.76 درصد و نسبت شانس مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت نیز برای گروه سوم و چهارم برابر 2.18 درصد است که نشان دهنده افزایش احتمال مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت در خانوارهای گروه چهار نسبت به گروه سه است.وی تأکید کرد: به صورت کلی افزایش سطح تحصیلات سرپرست خانوار باعث کاهش مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت میشود و این را مخصوصا در گروه دوم نسبت به گروه اول می توان دید که به شدت احتمال مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت را کاهش میدهد.
تاثیر اشتغال سرپرست خانوار بر هزینههای کمرشکن سلامت
دکتر یوسفی در ادامه افزود: همچنین بیکار بودن سرپرست خانوار، سهم بالایی در احتمال مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت دارد. بعلاوه اگر خانوار تحت پوشش بیمه قرار داشته باشد، احتمال مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت به طور معناداری کاهش مییابد.به گزارش شفقنا زندگی ، اظهارات دکتر یوسفی درباره هزینههای کمرشکن سلامت درحالیست که بخش عمدهای از نیاز به مراقبت سلامت، غیرقابل پیشبینی است؛ بنابراین محافظت از افراد به گونهای که مجبور نشوند، بین ورشکستگی مالی و از دست دادن سلامت یکی را انتخاب کنند، حیاتی است.وی در همین باره تاکید کرد: در این بین، ساز و کار تسهیم خطر و ارائه حفاطت مالی در بحث سلامت بسیار مهمتر از موارد دیگری مانند سرمایههای فیزیکی از قبیل منزل یا وسیله نقلیه است که افراد خود را در برابر خطرات تهدید کننده آن بیمه میکنند. پس نظام سلامتی که افراد یا خانوارها را گاهی به علت خرید مراقبت مورد نیازشان در فقر بیندازد یا مانع از بهرهمندی از مراقبت مورد نیازشان به علت هزینهها شود ناعادلانه است.از سویی دیگر متخصصان اقتصاد سلامت عقیده دارند که وجود نقیصههایی در نظام تامین مالی هزینههای بخش سلامت که منجر به بروز و رخداد مواردی نظیر حالت هزینههای کمرشکن برای خانوارها میشود میتواند یک عامل زایش فقر آنی و یا پایدار باشد.به گفته این متخصص اقتصاد سلامت، منطق پشتیبان این نظریه آن است که ماهیت هزینههای سلامت بویژه هزینههای درمان بیماریها و حوادث کمتر حالت رفاهی داشته و خانوار با پرداخت اجباری این هزینهها که عمدتا به دلیل وجود عوامل خطرساز و موجد ریسک و نبود مکانیزمهای بیمه و تامین اجتماعی مطمئن تحمیل میشوند نه تنها به سطح رفاه و مطلوبیت بالاتر دست نمییابد بلکه در ایدهآلترین شرایط کیفی درمان و با فرض این که طول درمان نزدیک به صفر باشد میتواند به سطح رفاه و مطلوبیت قبل از پرداخت هزینهها و تحمل دردسرهای مربوط دست پیدا کند. از سویی دیگر، باید گفت ناخوشی به خودی خود میتواند هویت و تمامیت افراد را به خطر بیندازد و توان کنترل آنها را بر آنچه برایشان روی میدهد، بیش از سایر وقایعی که با آن مواجه هستند، از بین ببرد.وی تصریح کرد: وقتی خانوادهها با هزینههای کمرشکن سلامت مواجه میشوند، ممکن است پرداخت هزینههای سلامت را از طریق قربانی کردن سایر نیازهای اساسی خود مانند غذا و تحصیلات انجام دهند که پیامدهای جدی برای خانوار یا افراد درون خانوار به همراه خواهد داشت.
از درافتادن در «هزینههای کمرشکن» سلامت تا ورافتادن با «شوک درآمدی»
دکتر یوسفی همچنین این نکته را هم یادآور میشود که علاوه بر این که هزینههای مرتبط با بیماریهای جدی میتواند قسمت عمدهای از بودجه خانوارها را به خود اختصاص دهد، اما حتی هزینههای کوچک، بخش نامطمئنی از بودجه فقرا – کسانی که اتکای آنها بر دستمزد روزانه است و درآمدشان به زحمت کفاف هزینههای غذایی را میدهد – به خود اختصاص دهد، نه تنها هزینههای درمان مستقیم بلکه هزینههای غیرمستقیم مثل زمان و نقل و انتقال نیز میتواند منابع خانوار را مصرف کند.وی افزود: خانوارهایی که با شوکهای بیماری شدید مواجه میشوند ممکن است تلاش کنند اثرات کوتاه مدت آن بر رفاه خانوار را از روش های مختلف مدیریت کنند اما برخی از همین روشها میتوانند فقر را در درازمدت تشدید کنند؛ در اقتصاد به این استراتژیهای تطابق، استراتژیهای «هموارسازی مصرف یا درآمد» میگویند.دکتر یوسفی ادامه داد: در واقع هزینههای کمرشمن سلامت یک نوع شوک در مصرف محسوب میشود و اگر عضوی از خانوار آن قدر مریض شود که نتواند کار کند آن گاه «هزینههای کمرشکن سلامت» به «شوک درآمدی» تبدیل میشود.
حال و روز خانوارهای زیر بار هزینه بیماریهای مزمن
در شرایط وضعیت نامطلوب خانوارها زیر بار هزینههای کمرشکن سلامت، حال و روز خانوارهای دارای بیمار مبتلا به بیماری مزمن بدتر است، چنانچه به گفته دکتر یوسفی، مطالعات مختلف شواهدی در مورد فروش دارایی ، قرض گرفتن توسط خانوارها برای پرداخت هزینههای بهداشتی و درمانی توسط این خانواراها را ارائه دادهاند.وی گفت: دوره و شدت بیماری را هم باید به عوامل دیگر افزود. خانوارها زمان های سختتری برای بازگشت از یک بیماری مزمن یا بیماری مثل ایدز نیاز دارند تا بیماریهای حاد و موقت.
استراتژی «مقابله موقت» با کاستن از مصرف و استفاده از پسانداز
موضوع دیگری که در این گفتوگو مورد اشاره قرار گرفت، استراتژی مقابله موقت خانوارها در برابر هزینههای کمرشکن سلامت است. در همین باره دکتر یوسفی به طبقهبندی استراتژیهای مقابله با هزینه های بیماری بر اساس نوع بیماری اشاره کرد و گفت: این طبقهبندی بیانگر آن است که خانوارها برای بیماریهای خفیف و متوسط از استراتژی های «مقابله موقت» مانند وثیقه گذاشتن کالای خانواده ، استفاده از پسانداز و کاستن از مصرف استفاده میکنند.وی در پایان با اشاره به این که بر اساس مدل ارائه شده سازمان بهداشت جهانی برای نظام سلامت عملکرد نظام در مقایسه با میزان دستیابی به اهداف آن مشخص می شود، گفت: بر این اساس برنامههایی که تا کنون در کشور جهت کاهش مواجهه مردم با هزینههای کمرشکن سلامت اجرا شده است نتوانسته تاثیر قابل توجهی بر کاهش این شاخص داشته باشد لذا به نظر می رسد در آینده باید به صورت دقیق تر میزان توانایی هر برنامه در خصوص تغییراتی که برنامه مذکور می تواند در اهداف نظام سلامت داشته باشد مورد بررسی قرار گیرد و به صورت مستمر پیشرفت اجرای برنامه ها با میزان دستیابی به اهداف نظام سلامت سنجش شود.
برای ورود به کانال تلگرام فرتاک نیوز کلیک کنید.