آقای رئیس جمهور! چراغ خانه روزنامهنگاران را دوباره روشن کن
به نام فرهنگ، به کام چه؟! آقای رئیس جمهور آیا اسم آوردن پارلمان یا انجمن صنفی روزنامهنگاران به زبان، جرمی نابخشودنی است؟

قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم
هر آنچه نتوان گفت بر ورق بنویسم
قسم به جان قلم خوردهام که نای قلم
بهدست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم
مطبوعات جولانگاه عرصه اندیشه است و تأثیرگذار بر آن. رسانه مکتوب یکی از مهمترین مؤلفههای توسعه فرهنگی جوامع بوده و رکن چهارم دموکراسی است.
یادمان باشد روزنامهنگاری یعنی فهم، جسارت و تحول. نوزده سال پیش در چنین روزی محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف به دست طالبان به شهادت رسید و جان بر سر پیمان حرفهای خویش نهاد.
این واقعه تلخ و دردناک که در دومین سال استقرار دولت اصلاحطلب خاتمی و بهار مطبوعات ایران اتفاق افتاد به پیشنهاد انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران و با استقبال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تصویب شورای فرهنگ عمومی به عنوان “روز خبرنگار” در تقویم کشور ثبت و هماره گرامی داشته شده است.
خبرنگاران و مخاطبان آنها که شامل مردم و مسئولان هستند باید برای حفظ و ارتقاء این جایگاه کوشا باشند که در سایه همین تلاش، خبرنگاران میتوانند به اهداف و رسالت اصلی و الهی خود برسند، همانطور که در آموزههای دینی و معنوی ما هم به آن اشاره شده جایگاه خبرنگاران جایگاهی پیامبر گونه است و قداست و معنویت خاصی دارد.
محتوای کار رسانهها و مشکلات اقتصادی و ... بارها در دولتهای پیشین مطرح شدهاند و دیگر تکراری به نظر میرسند، اما همیشه در حد شعار و حرف باقی ماندهاند و راهکاری برای حل آنها در نظر گرفته نشده است.
با روی کار آمدن دولت دکتر روحانی و تدابیر آن، امیدی در دل خبرنگاران برای حل مشکلات آنها ایجاد شد و باید در دوره اول ریاست جمهوری دکتر روحانی دولت یک نظام جامع رسانهای روزنامهنگاران تدوین، یا انجمن صنفی روزنامهنگاران بازگشایی میکرد تا در سایه آن مشکلات خبرنگاران که سالها در حد حرف و شعار باقی مانده مرتفع گردد، ولی بعد از پنج سال با نامه سرگشاده روزنامهنگاران هنوز رئیس جمهور محترم پاسخی نداده است.
چرا دکتر روحانی پاسخگو نیست؟!
بایستی گفت: به نام فرهنگ، به کام چه؟!
رسالت فراموش شده روزنامهنگاری در موقع شعار دادن در انتخابات رئیس جمهوری را چه کسی باید پاسخگو باشد؟
آقای رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی در روز 14 مرداد امسال و در خانه ملت هم در باب مشروطه سخن گفته و هرچند مشروطه خواهی هم فریاد کننده آزادیخواهان ایران در خاورمیانه و قاره کهن آسیا بوده است، اما از آغاز مشروطه 111سال گذشته است، ولی 2500سال پیش بزرگترین «سنگنگاره» و نخستین روزنامه دیواری سه زبانه جهان را در بیستون در دل تاریخ کهن این سرزمین نگاشتهاند.
آقای رئیس جمهور آیا اسم آوردن پارلمان روزنامهنگاران به زبان، جرمی نابخشودنی است؟
آقای دکتر روحانی خبرنگاران به واسطه شغلشان بین زمین و آسمان ماندهاند نه کارمندند و نه گارگر. حتی نمیتوانند در یکی از بانکها ضمانت اقوام خویش و حتی خود را نمایند.
ما این نکته را به خوبی یاد گرفتهایم که به نام فرهنگ، نام خودمان را مطرح کنیم، ولی نباید اسم از این محوا به زبان آوریم و گرنه پروندهمان سیاه میشود و از خط قرمز عبور کرده و در آینده دچار مشکل خواهیم شد.
سخن اینجاست که اگر برای رویداد مهمی نظیر اعتلای «پارلمان یا انجمن صنفی روزنامهنگاری» کارکردی فرهنگی قائل هستی که در شعارهای هر ساله شما و مسئولان نسبتی مستقیم با فرهنگ دارد، لاجرم باید بستری برای هماهنگی بیشتر میان شعار و واقعیت فراهم نماید.
مقصود، خدشه به فعالیت دستهای از روزنامهنگاران است، اما نباید از این واقعیت نیز غافل شد که بسته شدن انجمن صنفی روزنامهنگاران امری واقعی و منصفانه نیست. واقعیتی که دقیقاً در نقطه مقابل شعارهای هر ساله 17 مرداد روز خبرنگار قرار دارد.
بهگفته یونسکو امروزه 600 میلیون نسخه روزنامه در جهان منتشر میشود، اکثر روزنامهها در تمامی کشورها با مشکل مالی؛ گرانی کاغذ، چاپ و توزیع روبهرو هستند.
فراموش نکنیم از سال 1996 میلادی تاکنون 12هزار روزنامه و مجله جهان تعطیل و به دنیای وب رفتهاند، ولی بایستی بدانیم که قدرت رسانه مکتوب را هیچ رسانهای ندارد.
چه گویم، چه نویسم، چون کنم من
که وصف این دل پرخون کنم من؟
بگذریم، بازهم روز خبرنگار فرا میرسد و به بهانه این روز عدهای اقدام به تجلیل از خبرنگاران میکنند. ولی این داستان امروزه حکایت دیگر پیدا کرده و کاملاً شنیدنی است.
یکی دو روز به 17مرداد که میماند به یکباره لیست تعدادی به نام خبرنگار داده میشود، در حالی که خاک خوردههای مطبوعات و پیشکسوتان بارها در گفتگوهایشان با رسانهها اظهار داشتهاند که این تعداد خبرنگار در فضای مطبوعاتی وجود ندارد.
اما برنامه سالیانه تجلیل از خبرنگاران چند سالی است مشترکاً از سوی استانداریهای استانها، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستانها و خانه مطبوعات(خانهای که ماهیت و هویت و فعالیت آن همیشه در هالهای از ابهام قرار داشته و نمیتواند نماینده اکثریت مطبوعات باشد،) در یکی از تالارها و رستورانها برگزار و هر ساله نیز انتقادات زیادی متوجه آن میشود.
جمع زیادی از اصحاب رسانه معتقدند صرف شامی دورهم و اهدای کارتهای هدیه تنها کاری است که هر ساله انجام میشود و به جای افزودن صمیمیتها، این مراسم، کدورتها را بیشتر میکند.
انتقادات جمعی از اصحاب رسانه به خانه مطبوعات و مجموعه مدیریت آن با نزدیک شدن به روز خبرنگار شدت میگیرد، گویی با برگزاری همایش تجلیل از خبرنگاران، داغ خیلیها تازه میشود و معتقدند که خانهای متعلق به مطبوعات وجود ندارد، ناگفتههایی که جمعی از اصحاب رسانه هر ساله در نشریات سراسری و محلی و خبرگزاریها به آن پرداختهاند ولی در گذشته در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی این انجمن صنفی بود خیلی از برنامه برگزار کرده و موفق هم عمل کردولی امروزه انجمن و ماوایی روزنامهنگاران ندارند تا پیگیر امور صنفی شان باشد .
از سال 1388 به بعد نیز مسئولان هم از این فرصت کمال بهره را برده و زلف عدم پاسخگویی خود را به زلف خانه مطبوعات گره میزنند.
چهرههای مطبوعاتی هم که با این روند مخالف هستند همه تلاششان را به کار میبرند که در این وادی اصلاً حضور نیابند یا اگر آمدند در گوشهای بنشینند و در حلقه نباشند.
آقای رئیس جمهور! خانه روزنامهنگاران همچنین بسته است و در پایان امید است آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم و فهیم، امروز که روز خبرنگار است، چراغ خانه روزنامهنگاران را دوباره روشن نماید.